« نوا » . سه شب در آنجا توقف شد . تمام اين سه شب يا بارندگى بود ، يا فرش و رختخواب را دم هوا پهن مىكردند كه خشك شوند . از لاسم رفتيم به اندريه از توابع فيروزكوه و از آنجا به قريهء شهرآباد . در اين دو منزل جز يك شب توقف نشد . خبر و شهرت مرض و با كه در اين حوالى بود تمام حواسها را پريشان كرده بود . لكن ناصر الدين شاه چون استخاره كرده بود در عزم خود راسخ و ثابت بود . از شهرآباد رفتيم به تنگهء واشى كه آن هم از توابع فيروزكوه و از نقاط بسيار غريب است كه خداوند به قدرت كاملهء خود ايجاد فرموده و از ييلاقات بسيار خوب است . شرح آنجا را عليحده نوشتهام . پنج شب در آنجا توقف بود و بسيار خوش گذشت .
سال 1311
روضهخوانى
از اول عاشورا در هرجا و هرمنزلى شبها و صبحها روضه مىخواندند .
مخصوصا از شهر روضهخوانهاى معروف به آنجا آمده بودند و سراپردهء بزرگى براى روضهخوانى شاه زده بودند . اطراف آن چادرهاى متفرقه براى حرمها و اجزاء زده بودند . از شب 9 تا صبح 13 محرم در اين مكان اتراق بود . در عاشورا به رسم شهر دستههاى فراشخانه و قاطرخانه و آشپزخانه راه افتاده بود . بعد از ظهر عاشورا شاه به اغلب اجزاى اردو و روضهخوانها و اشخاصى كه در روضه خدمت كرده بودند خلعتها و انعامها و چند لقب به روضهخوانها داد .
جهانشاه خان در اصطبل شاه
شب عاشورا معلوم شد جهانشاه خان سابق الذكر به اردو آمده در اصطبل شاه بست نشسته . صبح زود محرمانه مرا فرستادند نزد او . به وضع محقرى در آفتابگردان كرباسى خيلى كوچكى منزل كرده بود . پيغاماتى به او دادم . تلگراف و اسنادى در برائت ذمهء خود به من نشان داد كه رفع تقصير از او مىنمود .
گلباغ سوادكوه
خلاصه بعد از پنج شب از تنگهء واشى اردو حركت كرد براى گلباغ كه از توابع