تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ابدا اين آقايان در اين خط نبودند . فقط غرضشان گذراندن وقت بود به لهويات و تغذيه و تفريح .

سفر جاجرود

خلاصه ناصر الدين شاه در 4 شعبان سنهء 1310 به جاجرود رفته بود . در روز هشتم من هم در خدمت وكيل السلطنه رفتم . امين الملك هم اجازه از شاه خواسته آمد . [ 58 ب ] روزها عصر سوار مىشديم در كوهها گردش مىكرديم . شبها دور هم جمع مىشديم به صحبت . اين سفرهاى ناصر الدين شاه نهايت آزادى و تفريح و مشغوليت بود براى اجزاء . هركس در هر خطّى سير مىكرد تكميل مىنمود . اشخاصى كه اهل قمار بودند شبها مشغول مىشدند . كسانى كه اهل شكار و يا تجرع بودند مانعى نداشتند . سفرهاى قشلاقى و ييلاقى ناصر الدين شاه را هركس نديده نمىداند . به‌هرحال در 15 شعبان به طهران مراجعت شد .

رمضان

رمضان اين سال در خانهء دلبر خانم روزها بعد از نماز و قرآن ، ميرزا محمد و ميرزا عبد الوهاب خان اخوى همراه بودند مىرفتيم اول به مسجد سپهسالار كه اجناس از هر قبيل در حجرات آن مىفروختند و زن و مرد اجتماع مىكردند . بعد مىرفتيم گردش ميان بازار و براى افطار مىرفتيم در خانه . در حياط حسينيهء صدراعظم ، امين الملك و صاحب جمع و اجزاى خزانه و اغلب از رجال و شاهزاده‌ها مىآمدند افطار در آنجا مىخوردند . من هم بودم . بعد از ساعت سه مشغول بازى مىشديم تا سحر . باز در همانجا سحرى خورده مراجعت به منزل مىكردم . نماز صبح [ را ] خوانده مىخوابيدم . اين شهر مبارك اين‌طور گذشت .

تولد آقا خان ( استاندار و سناتور بعدها )

در 27 شهر شوال همين سال 1310 مأمور دماوند شدم به اسم انتظامات ، لكن تمام كارهاى حكومت را من مىكردم . در 9 شهر ذيحجه به طهران مراجعت شد . در