تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
خانهء جهانشاه خان رفتيم . خانهء بسيار بزرگ بدسازى بود . با فرش و اسباب به تصرف من دادند . خانهء حسين خان هم سوائى نكرده باهم بوديم . طويله و حمام و كالسكه خانه و همه‌چيز داشت . جهت اينكه چنين خانه‌اى را مفت و مجانى دادند من نشستم اين است كه جهانشاه خان رئيس ايل شاهسون افشار از طهران به سمت خانهء خود كه در حوالى خمسه است مراجعت كرد . در بين راه به او خبر دادند زنش با نوكرش راهى پيدا كرده . به ورود منزل بدون تأخير در حالتى كه ضعيفه خود را ساخته و دم در به استقبال آمده بود ، شوهرش فورا او را كشت و به قتل رسانيد ، بعد همان نوكر را مقتول نمود .

دستور شاه دربارهء جهانشاه خان

ناصر الدين شاه عبد العلى ميرزاى معتمد الدوله را كه حاكم خمسه بود دستور العمل تلگرافى به او داده بودند جهانشاه خان را دستگير كند . او هم بىاحتياطى كرده جهانشاه خان را به خارج منزل او خواسته ، و او هم با سيصد سوار حركت كرده به مكانى كه معتمد الدوله معين كرده بود حاضر شده ، تلگراف ناصر الدين شاه را به او نشان داده كه نوشته بود چون جهانشاه خان چنين حركتى [ كرده ] يكصد هزار تومان از او بگيريد ، يا سر او را به طهران بفرستيد . جهانشاه خان تلگراف را كه مىخواند بدون درشتى و جدال سوار مىشود و رو به خانه مىرود .

تير خوردن معتمد الدوله

شاهزاده از بىتجربگى حكم مىكند به معدودى سرباز كه همراه او بوده‌اند شليك مىكنند به سوار ، جهانشاه هم ناچار مدافعه مىكند . پاى شاهزاده گلوله مىخورد ، او را برداشته مىبرند در خانهء جهانشاه خان حبسش مىكند . ناصر الدين شاه از اين حركت بسيار متغير شده و به همه‌جا تلگراف زد [ كه ] جهانشاه خان را دستگير كنند .