تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
عنوان مهمانى مىرفتم و براى دو خانوار تنگى مىكرد ، نقل كرديم به خانه‌هاى دلبر خانم زن شاه در كوچهء صغيرها . دو دست بود . با حسين خان باهم نشستيم و دو ساله آنجا را اجاره كرديم .

سفر مسيله

در جمعه 16 جمادى الاولى چون وكيل السلطنه به قم و مسيله و كاروانسراى دير مىرفت من هم مسافر بودم . براى كارهاى شخصى چند روز در شهر مانده ، از عقب سر آنها رفتم . مرحوم امين الملك حكمى نوشت كه از هر منزل تا منزلى ديگر قراسوران دولتى همراه من بيايد . امان اللّه بيگ نوكر كردستانيم را همراه بردم . طول اين سفر بيست روز كامل بود .

رژى

در 6 شهر جمادى الاخرى به طهران وارد شديم . در حالتى كه مسئلهء « رژى » و شورش مردم و حرمت توتون و تنباكو از طرف مرحوم حاج ميرزا حسن مجتهد شيرازى شده و مردم دور ارگ را گرفته بودند حكم به شليك شده بود . چند نفر [ را ] كشته بودند ، و شاه حكم كرده بود ميرزا حسن آشتيانى كه مجتهد مسلم بود از طهران خارج شود . مردم به هيجان آمده اين فتنه برخاست و چند نفر مقتول شدند . بالاخره چند روز مردم قليان نمىكشيدند . مطلق دخانيات حرام شده بود تا پولى به انگليسيها داده بودند كه تقريبا دوازده كرور تومان بود . امتياز رژى را امين السلطان مرحوم از انگليسيها پس گرفت و مرحوم راحت شد [ ند ] و فتنه خوابيد . [ 56 الف ]

حامل شمشير و حمايل

اين زمستان به همين ترتيب در خانه‌هاى دلبر خانم به سر رفت . در شهر شعبان شمشيرى مرصع و دوازده حمايل و نشان سرتيپى و چند مدال طلا به توسط من به صاحب منصبهاى مأمور استرآباد و مرحوم نصر الممالك دادند . ازين بابت پولى به من رسيد [ كه ] به مصارف لازمه رساندم .
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 175 | ميرزا حسين خان / ايرج افشار و محمد رسول دريا گشت