تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
شيخعلى بيگ ياور را كه سه دانگ پايكلان و عمارت در نزد او رهن بود مستخلص كند . آنچه نقد و جنس و اسب و تفنگ و غيره عايدى اين دو سال حكومت اورامان لهون بود همراه برداشت و رفتيم به خمسه . محمد زمان بيگ مرحوم را كه نايب اورامان بود در آنجا گذاشت ، و چون سفر مختصر و آخر سال بود براى ايلات و بلوكات ترتيب عليحده لازم نبود . به همان مباشرين جزء واگذار كرد .

گروس

در اواخر شهر ذيحجه حركت كرديم . ملا عبد الفتاح قاضى پايكلان كه مختصر خويشى هم با ما دارد و الان ملقب به افتخار الاسلام است همراه بود . عبد الوهاب اخوى را هم همراه برديم . مرحوم ميرزا محمد شفيع و تمام نوكرهاى اختصاصى و منسوب را همراه برديم با تهيهء درست . منزل سيم وارد بيجار حاكم‌نشين گروس شديم . جمعى از معارف آنجا با يدكهاى متعدد از طرف حاكم و اعيان به استقبال آمدند . در خانهء مرحوم ميرزا لطف اللّه پيشكار كه سابقا مختصرى از دوستى او را نوشته‌ام مهمان شديم . [ 44 الف ] سه شب در آنجا بوديم . پذيرائى و مهماندارى بسيار مفصل با شكوهى كرد . حاكم آنجا عليرضا خان امير تومان و سرتيپ فوج خسرو خان برادر امير نظام ديدن كردند از ما . يك روز هم در دار الحكومهء آنجا به روضه ما را دعوت كردند . روضهء مفصل [ بود ] و ناهار با خوانچه دادند . روى منبر مرحوم ديوان بيگى را دعا كردند .

برادر امير نظام

بعد از سه شب اقامت از بيجار حركت كرديم به قريهء بيانلو ملكى خسرو خان برادر مرحوم حسنعلى خان امير نظام . خودش براى پذيرائى از بيجار به اينجا آمده بود . تقريبا پنج فرسخ است . در آنجا خسرو خان حمام عالى بنا كرده بود . مرحوم ديوان بيگى را برد به تماشاى حمام . مرحوم ديوان بيگى يك طاقه شال به معمار حمام كه در آنجا حاضر و مشغول كار بود خلعت داد .