تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣

سفر سوم كرمانشاهان

در آخر اين سال سنهء 1295 مرحوم حسام السلطنه ، ميرزا رضاى منشى باشى را كه وزير و پيشكار ماليهء كردستان بود احضار به كرمانشاهان كرد و او را معزول نمودند . ميرزا يوسف ( مشير ديوان ) كه اسما وزير بود به كرمانشاهان رفت . مرحوم ديوان بيگى هم به كرمانشاهان [ رفت ] به خيال اينكه ابو ابجمعى سال گذشته كم است ، حسام السلطنه زياد كند . به همان حال التفات باقى بود . روزها به سلام مىرفتيم . طرف التفات بوديم . من و مرحوم ميرزا محمد شفيع هم اين سفر باز در خدمت مرحوم ديوان بيگى بوديم و اين سفر سيم [ 36 الف ] من بود به كرمانشاهان .

مشير ديوان

يك روز مرحوم حسام السلطنه گفت ديوان بيگى ريش ميرزا يوسف را بگير و هر چه مىخواهى ازو بستان . معلوم شد ميرزا يوسف وزير ( مشير ديوان ) توسط حاجى ميرزا على خان شوهر ام الخاقان كه بعد نصير السلطنه لقب يافت و درين سفر كرمانشاهان فايدهء عمده‌اى برد ، عمل پيشكارى كردستان را تمام كرده و پيشكشى گزافى داده ، و يكى از شرايط پيشكاريش را به اين قرار داده كه مرحوم ديوان بيگى از ايلات و ابو ابجمعى و بلوكات كه سالها با او بوده بىبهره باشد . به حسام السلطنه گفته بود به شرط ضامن حكومت و ابو ابجمعى به او مىدهم . براى توهين يك نفر كه سالها با احترام زندگى كرده و پول نزد او مثل ريگ بوده همينقدر وهن كافى است . خلاصه هر قدر مرحوم ديوان بيگى از در خصوصيت با وزير در مىآمد جوابش اين بود ، ضامن ماليات مىخواست . بالاخره از حسام السلطنه هم مأيوس شديم .

طهران يا كرمانشاهان

يك روزى كه ميرزا يوسف وزير در نهايت قدرت به كردستان حركت مىكرد ، مرحوم ديوان بيگى از مرحوم حسام السلطنه اجازهء رفتن طهران گرفت . حسام السلطنه هم با مرحوم ديوان بيگى مرحمت داشت و هم وزير به او اقتدار تامه داده بود و اختيار كليه . او هم در نهايت ظاهر دوستى راضى نمىشد مرحوم ديوان