تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات تاج السلطنه ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
پدر مرا بكشد . اگرچه اين مرد خود با زحمتى و به همين عزم به تهران آمده بود ؛ ليكن ، نويدهاى صدر اعظم و حمايت‌هاى بىنهايتى كه به او وعده مىكنند ، اين كار را درست در مخيله‌ى او پرورش داده ، مستعدش مىنمايد . البته معلم من ! شما مىدانيد كه انسان به هر كارى كه اقدام مىكند ، اگر دلگرم باشد ، يقينا از پيش مىبرد . ممكن بود اگر وعده‌ها [ ى ] اين نوكر امين پدرم نمىبود ، او به اين عجله اقدام نمىكرد يا اگر مىكرد ، تيرش خطا مىكرد . حال لازم است شرح حال اين مرد را به شما بنويسم . در وقتى كه سيد جمال افغان در تهران بوده و در منزل امين الدوله « 40 » توقيف ، اين مرد نوكر او مىشود و كم‌كم تمام عقايد آسيد جمال را تصديق مىكند . عقايد سيد جمال نه مذهبى بوده است ، نه مسلكى ؛ عقيده‌اش بر ضد تمام مذاهب و مسالك . امروز ، آزادتر و وسيع‌تر فكرى از فكر سوسياليست ما نداريم . فكر او خيلى پروسعت‌تر و آزادتر از فكر سوسياليست بود . بر ضد تمام اقتدارات عالم بود ؛ حتى ، مهر مادر نسبت به اولادش . مردم را دعوت مىكرد به آن اخلاقى كه در به دو آفرينش بوده است . نه طرفدار دولت بود ، نه حامى ملت . يك مسلك مخصوصى و عقيده‌ى ديوانه [ اى ] داشت . من از تاريخ اين شخص خيلى كم مىدانم ؛ و همين اندازه كه مىدانم ، براى معرفى او كافى است . در موقعى كه از ايران نفى بلد مىشود ، و پس از اينكه تمام اروپا مىرود و در كليسا [ ى ] « نوتردام » بر ضد جمهورى فرانسه نطق مىكند ، و بعد ازينكه از فرانسه به افتضاح خارجش كرده ، به تمام ممالك مىرود و در همه‌جا منفور واقع شده مجنونش مىگويند ، به عثمانى آمده و در پيش سلطان عثمانى قدر و منزلتى رفيع حاصل مىنمايد ؛ و براى تقرب به حضرت سلطان ، از هيچگونه تعدى و ظلم و تحريكات وحشيانه نسبت به ملت عثمانى كوتاهى نمىكند . پس ازينكه ملت عثمانى را به دستيارى سلطان دچار فشارهاى غيرقابل تحمل مىنمايد ، بالاخره به خود سلطان هم خيانت ورزيده ، در خارج براى عزل و نفى سلطان مجالس ترتيب مىدهد . صدر اعظم عثمانى ازين قضيه مسبوق ، و به حضرت سلطان عرض مىكند . ليكن ، سلطان به واسطه‌ى اعتمادى كه به او داشته است ، قبول نمىكند و صدر اعظم را تهديد مىنمايد . ليكن ، صدر اعظم عرض مىكند : در موقعى كه سيد جمال در حضور است ، امر بفرمايند نوشتجات او را به حضور بياورند ؛ بعد خودتان ملتفت مىشويد . سلطان قبول مىكند . روزى كه سيد در حضور بوده است ، مىروند و تمام نوشتجات او را مىآورند . بعد ازينكه سلطان ملاحظه مىنمايد ، مىبيند [ 49 ] حق به طرف صدر اعظم بوده است . ليكن ، چون نمىتوانسته است فورى او را به قتل برساند ، مسمومش مىكند . ليكن ، سمى بوده است كه فورى هلاك نمىكرده است و به مرور او را
هامش
( 40 ) - سيد جمال الدين پس از ترك ايران در جوانى دوبار مراجعت كرد و هر دو بار در منزل حاج محمد حسن امين الضرب سكونت گزيد و با ميرزا رضا آنجا آشنا شد . وى با امين الدوله مكاتبه داشت و شايد نام اين دو را تاج السلطنه شتباه كرده است . وى بطور كلى عقايد سيد را نفهميده است .