پس از اين مسافرت ، اتابك معزول و امين الدوله صدر اعظم شد . بعد از چند ماه ، يكى از دخترهاى برادرم را هم براى يگانه پسرش عروسى كرد . ليكن ، چندى نگذشت كه مطرود و معزول و به « لشت نشا » تبعيد شد ؛ عين الدوله صدر اعظم شد « 56 » .
« صدر اعظمى » و « وزارت » در دورهى سلطنت برادر عزيز من ، خيلى شبيه تعزيه شده بود : كه دقيقهبهدقيقه ، تعزيهخوان رفته ، لباس عوض كرده ، برمىگردد . هيچ مطمئن نبود كسى از صدارت يا وزارت يا حكومت . اين برادر عزيز من ، به حرف يك بچهى دوساله ، يك صدر اعظمى را فورى معزول ؛ و به حرف يك مقلدى ، يك وزيرى را سرنگون مىكرد . از جمله : قوام الدولهى بدبخت را سوار الاغ وارونه كرده ، از شهر به شميران بردند ؛ براى اينكه اتابك با او بد بود و ميل داشت او را معزول كند و از وزارت ماليه . وزير ماليه كه سوار خر وارونه بشود و از شهر به شميران برود ، خوب مقياسى است براى وضع امورات و براى فهم ترتيبات دربار هرج [ و ] مرج ، بىقانونى .
هركس مسخره بود ، بيشتر طرف توجه بود ؛ هركس رذلتر بود ، بيشتر مورد التفات بود . تمام امور مملكتى ، در دست يك مشت اراذل اوباش هرزهى رذل . مال مردم ، جان مردم ، ناموس مردم تمام در معرض خطر و تلف . تمام اشخاص بزرگ عالى عاقل ، خانهنشين ؛ تمام مردم مفسد بيسواد نانجيب ، مصدر كارهاى عمدهى بزرگ .
از آنجايى كه جزء هميشه تابع كل است ، اين اثرات شوم در مردم هم اثر كرده ، تمام ساعات شبانروز به فسق [ و ] فجور ، قمار ، حركات ناشايست عمر مىگذراندند ؛ كلاهبردارى ، دزدى ، مال مردم خورى رواج داشت . تمام مردمان با حس وطندوست مآلبين ، در خانههاى خود نشسته ، شبانروزى را به حسرت مىگذرانيدند . تمام پسرهاى خود را حاكم ولايات نموده ، خون مال مردم را به دست اين مستبدين خونخوار داده بود . در حقيقت ، براى اين ملت بيچاره ، اين سلطان چاه عميقى بود كه انتها نداشت و تمام پول ايران ، سهل است طلاهاى روى كره را اگر درو مىريختند ، پر نمىشد .
ما درينجا يك خانواده كوچكى را قياس گرفته ازاينرو ، به مملكتى مىرسيم .
اگر رئيس يك خانه ، هرچه دارد تلف كند و به اولاد [ و ] اتباع خود هم اجازهى اخذ بدهد ، و تمام ساعات عمرش را صرف لهو [ و ] لعب كند ، كمكم اين بىقيدى به گوش همسايه رسيده ، او هم فرصت كرده ، به اين لاابالى بهطور خصوصيت قرض [ 70 ] مىدهد .
و كمكم ، سم مهلك استقراضى را به حلق او مىچكاند . بالاخره ، خانهى او را گرو مىگيرد . پس از آن ، دخالت به داخلهى آن خانه مىكند . پس از آن ، چنان مسلط مىشود كه اين لاابالى ، هيچ حركتى بدون ميل و رضاى همسايه نمىتواند بكند .
بالاخره ، خودش معدوم و خانوادهاش دچار مسكنت و بدبختى ابدى مىشود .
هامش
( 56 ) - پس از عزل امين الدوله ، بار ديگر امين السلطان كه به قم تبعيد بود به صدارت رسيد و تا 1321 در اين مقام بود . عين الدوله سلطان مجيد ميرزا ، در اين تاريخ و پس از عزل مجدد امين السلطان به صدارت منصوب شد .