تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات تاج السلطنه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
« مشتاق » ! ازين بيش چه در سوز [ و ] گدازى ؟ * از حوزه‌ى « 54 » اين خلق بريدن مزه دارد
به تدريج ، در هيجان و جنون جوانى خود تخفيف كلى ديده ، و تعبدى مىرفتم كه او را فراموش كنم . روزها مىگذشت ، و من بدون هيچ تازه [ اى ] ، به يك « پروگرام » زندگانى مىكردم . تا اينكه پس از يك سال ، دخترك ملوس قشنگى طبيعت و خدا در مقابل نااميدىهايم به من داد . از ساعت تولدش ، من فوق العاده او را دوست مىداشتم ؛ بلكه ، تمام ساعات شبانه ، به او مشغول بودم . عشق پاك حقيقى ضمير اين طفل ، به كلى اندوه مرا زايل نموده ، خوش [ و ] مسرورم ساخته بود . جز طفلم هيچكس را ، حتى خودم را دوست نمىداشتم . شوهر بيچاره‌ام هم پس از مأيوسى از « كتى » يك بز قرمز خريده ، كالسكه‌ى كوچكى ابتياع كرده ؛ صبح تا شام ، بز بدبخت را به كالسكه بسته ، شلاق مىزد و در گرما [ و ] سرما دور حياط مىدويد . من هم او را به حال خودش گذاشته ، به طفل عزيزم مشغول بودم . درين ايام ، صحبت مسافرت برادرم به فرنگستان بود و مشغول مذاكره‌ى استقراض بودند « 55 » . [ 69 ] خيلى به سرعت ، تمام پول مملكت و ذخيره‌هاى پدر را ، از پول [ و ] جواهر ، برادرم به مصرف رسانيد . در مدت يك سال ، تمام نوكرها و اجزاء « لات » او داراى پارك و عمارت و پول‌هاى گزاف شده بودند ؛ و اين بدبخت مال ملت بيچاره را در ميان ده دوازده نفرى تقسيم كرده بود . بالاخره ، به اقدامات مجدانه ، بىغرضانه ، خالقانه [ و ] صميمانه‌ى اتابك اعظم يك وجه گزافى از خارجه قرض ، و مسافرت فرنگ تهيه شد . و درينجا ، اين اتابك اعظم و شخص اول مملكت ، ايران‌پرستى و صداقت خود را به درجه‌ى اكمل به مورد بروز و ظهور گذاشت : يك مبلغ گزافى خود ازين استقراض فايده برده ، مابقى را هم سايرين نوش‌جان كردند . ازين مسافرت ، قصه‌هاى عجيب نقل مىكنند . از آن جمله : خريد درخت‌هاى قوى هيكل است كه به مبالغ زياد ابتياع كرده ، و با زحمت فوق العاده [ و ] كرايه‌ى زياد مىفرستند ؛ و تمام به سرحد نرسيده ، خشك مىشوند . و باز لوله‌هاى آهنى است كه به وفور ، مجسمه‌هاى بزرگ ، اسباب‌هاى بىربط كه تمام در فرح‌آباد امروز عاطل [ و ] باطل افتاده است . مخارج گزافى براى يارى و عمل كردن حسام السلطنه [ و ] صديق الدوله و هرزگىها [ و ] مخارج گزاف « سويت » . بالاخره ، پس از اينكه ميليون‌ها به مصرف رسيد ، خيلى به‌طور احمقانه مراجعت كردند . و از تمام اين مسافرت ، حاصل و نتيجه [ اى ] كه براى ايرانيان به دست آمد ، مبالغ گزافى قرض ؛ بدون اينكه در عوض ، يك قبضه تفنگ يا يك دانه فشنگ براى استقلال و نگاهدارى اين بيچاره ملت آورده باشد ، يا يك كارخانه يا يك اسباب مفيدى براى ترقى و براى تسهيل زراعت يا فلاحت يا ساير چيزهاى ديگر .
هامش
( 54 ) - اصل : حوضه . ( 55 ) - مقصود سفر اول مظفر الدين شاه است به فرنگ در ذيقعده 1317 ، و مبلغ 24 كرور استقراض از روسيه .
خاطرات تاج السلطنه ( فارسى ) — صفحة 87 | تاج السلطنه / منصوره اتحاديه (نظام مافی)