از آن مست مىشوند )
( 48 )
( وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ )
: ( و نزد ايشان حوريان بهشتى چشم فرو افكندهاند )
( 49 )
( كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ )
: ( گويى از سپيدى ، سفيده تخم مرغ دست نزده هستند )
يعنى بندگان مخلص خدا از عذاب استثناء شدهاند چون آنها جز آنچه خدا اراده كرده نخواستهاند و جز به جهت رضاى او عمل نكردهاند و خدا آنها را براى نفس خود خالص كرده بطوريكه غير از خدا كسى در آنها سهيم نيست و در قلبشان جز خداى سبحان چيزى وجود ندارد و غير خدا هيچ دلبستگى ديگرى ندارند و معلوم است كه چنين افرادى رزق و التذاذى خاصّ خودشان دارند چون آنها از چيزهايى لذّت مىبرند كه غير از لذائذ ساير مردم است اگر چه كه در بهرهمندى از ضروريّات زندگى با سايرين شريك هستند ، پس ميوهها و رزق آنها با احترامى خاص برايشان خواهد بود ، احترامى كه با خلوص آنها تناسب داشته و ديگران در آن شريك نمىباشند و آنها در بهشتهاى پر نعمت خواهند بود ، و اصل و حقيقت نعمات بهشت براى آنها ولايت الهى است ، يعنى اينكه خود خداى متعال قائم به امور اين بندگان خواهد بود ، و آنها در بهشت بر تختهايى روبهروى هم تكيه مىزنند و با هم مأنوسند و بوسيله آب زلال و صاف بهشتى در اطرافشان از آنها پذيرايى مىشود ، آبى كه از شدّت زلالى و خلوص باعث لذّت نوشندگان مىباشد و اين شراب بهشتى نه ضرر و فسادى دارد و نه باعث مستى و ذهاب عقل ايشان مىشود و نزد ايشان حوريان بهشتى خواهند بود كه با چشمان خمار و جذابشان با كرشمه و ناز به آنها مىنگرند و همه توجهشان به همسرانشان است و اين حوريان آنچنان پوشيده و مستور و بكر هستند كه مانند سپيدهء تخم مرغ قبل از شكسته شدن مىباشند .
( 50 )
( فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ )
: ( پس بعضى به بعضى ديگر روى آورده و پرسش مىكنند )
( 51 )
( قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ )
: ( گويندهاى از ميان ايشان گويد : من رفيقى