( 65 )
( طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ )
: ( ميوهاش گويا سرهاى شياطين است )
( 66 )
( فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ )
: ( پس ايشان از آن خواهند خورد و شكمهايشان را انباشته خواهند كرد )
( 67 )
( ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ )
: ( آنگاه پس از آن خوراك نوشيدنى از آب جوشان مىنوشند )
( 68 )
( ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ )
: ( و سپس بازگشت ايشان بسوى جهنّم خواهد بود )
( 69 )
( إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ )
: ( اينان بودند كه در دنيا پدرانشان را گمراه يافتند )
( 70 )
( فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ )
: ( و هم ايشان به دنبال آثار پدرانشان شتافتند )
در اينجا وضع دوزخيان با وضع بهشتيان كه در آيات سابق ذكر شد ، مقايسه شده ( نزل ) يعنى وسيلهء پذيرايى از مهمان و ( زقّوم ) درختى است كه برگهايى كوچك و تلخ دارد و شيرهء آن باعث تورّم بدن انسان مىشود .
مىفرمايد : آيا رزق كريمى كه براى بهشتيان آماده شده بهتر است يا درخت زقّوم كه ما آن را باعث محنت و عذاب ظالمان و منكران قرار دادهايم و اين درخت ريشهاش در قعر جهنّم است و ميوهء آن مانند سر شياطين است يعنى در قبح و زشتى آن را به سر شياطين مثال زده ، همچنانكه مردم فرشتگان را زيبا تصور مىكنند ، تجسّم و تصوّر آنها از شياطين هم به صورت زشتترين شكل ممكن است . به هر جهت مىفرمايد : اين درخت وسيلهء پذيرايى از ستمگران است ، به جهت ظلمشان ، و آنها از آن مىخورند و از شدّت گرسنگى و حرص شكمهاى خود را از آن آكنده مىسازند . و مخلوطى از آب داغ و بسيار سوزنده را نيز مىنوشند و آن آب با خوراكى كه از درخت زقّوم خوردهاند مخلوط مىشود و سپس آنها به سوى دوزخ باز مىگردند و در آنجا مستقر گشته و معذّب مىشوند و علّت اين وضع اسفبار آنها اين است كه ايشان پدرانشان را گمراه يافتند و با علم به گمراهى آنها از ايشان تقليد كردند و به شتاب بدنبال آنها گام برداشتند و به همين دليل هم در قيامت به دنبال پدرانشان به سرعت به سوى دوزخ مىروند . با اينكه آنها ايشان را بسوى عذاب آتش فرا مىخوانند و آيا جز بدانچه عمل كردهاند جزا داده