( 13 )
( أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى )
: ( چه وظيفهاى را بر خود واجب مىشمرد ؟ و حالا كه تكذيب كرد و اعراض نمود ، آيا به غير از عذاب استحقاق دارد ؟ )
( 14 )
( أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى )
: ( آيا نمىدانست كه خدا او را مىبيند ؟ )
اين آيات جنبه تمثيلى دارد ، و مىخواهد به عنوان نمونه ، مصداقى از انسان طاغى را ذكر كند و مراد از ( عبدى كه نماز مىخواند ) رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است كه به اين ترتيب اگر اين سوره اوّلين سوره نازله بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم بوده و همهء آن يكباره نازل شده باشد ، در اين صورت ، آنحضرت قبل از نزول قرآن هم نماز مىخوانده ، به هر جهت مىفرمايد : مرا خبر ده از كسى كه بندهاى را كه نماز مىخواند و خدا را عبادت مىكرد ، نهى مىكرد ، با اينكه مىدانست خدا او را مىبيند و نيز مرا خبر ده كه به فرضى كه آن بندهء نمازگزار بر طريق هدايت باشد و به تقوى و طاعت حقّ امر نمايد ، اين شخص نهى كننده چه وضعى خواهد داشت ، با اينكه مىداند خدا او را مىبيند و باز هم مرا خبر ده كه اگر نهى اين شخص تكذيب حقّ و اعراض از ايمان به حق باشد ، با اينكه مىداند خدا او را مىبيند ، آيا جز عذاب ، استحقاق ديگرى خواهد داشت ؟
و مراد از علم به رؤيت حقّ ، آگهى بر طريق استلزام است ، چون لازمهء اعتقاد به اينكه خدا خالق هر چيزى است ، اين است كه خدا به هر چيزى عالم مىباشد ، هر چند صاحب اين اعتقاد از لازمهء آن غافل باشد ، و فرد نهى كننده كه از مشركين بوده مسلّما به خالقيّت خدا اعتراف و باور داشته و خدايى كه خالق است از هيچ يك از اعمال بندگانش غافل نيست و همه كمالات را داراست و به همه چيز علم دارد .
( 15 )
( كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ )
: ( نه چنين نيست ، اگر از اين عمل دست بر ندارد ، موى پيشانيش را به شدّت مىگيريم )
( 16 )
( ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ )
: ( پيشانى دروغگوى خطا كارش را )
( 17 )
( فَلْيَدْعُ نادِيَهُ )
: ( آن وقت اهل مجلس خود را صدا بزند )
( 18 )
( سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ )
: ( ما هم به زودى ، مأموران دوزخ را مىخوانيم )
( 19 )
( كَلَّا لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ )
: ( نه ، تو از او اطاعت نكن ، سجده كن و