را به وسيلهء قلم به انسان آموخته و همان خدا مىتواند بدون وساطت قلم ، قرائت كتاب خود را به تو تعليم دهد و اگر او به تو قدرت قرائت نداده بود ، تو را به آن ، امر نمىكرد ، و او همان خدائيست كه تمام چيزهايى را كه نوع انسان نمىدانست به او تعليم داده و اين كلام خود ، افزودن تقويت و دلگرم ساختن رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است .
( 6 )
( كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى )
: ( چنين نيست كه انسان شكر گزار باشد ، بلكه طغيان مىكند )
( 7 )
( أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى )
: ( به خاطر اينكه خود را بىنياز مىبيند )
مىخواهد بفرمايد : در برابر اين همه نعماتى كه خداى تعالى به بشر اختصاص داده ، واجب است كه انسان شكر گزار باشد ، امّا او به جاى شكر ، كفر و طغيان مىكند ، چون طبعا ظلوم و كفرانگر است ،
( إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ
« 1 » بدرستى كه انسان ستمگر و كفران پيشه است ) .
و علّت اين طغيان و كفرانگرى اين است كه او خود را بىنياز از پروردگار خود مىبيند و مىپندارد ، ( پروردگارى كه او را آفريده و سراپاى او را غرق در نعمت نموده ) و دليل اين پندار غلط ، اين است كه انسان به خود و هواهاى نفسانى خود مىپردازد و دل به اسباب ظاهرى دنيا مىبندد ، و در نتيجه از پروردگارش غافل مىشود و خود را از او بىنياز مىبيند و طغيان مىكند .
( 8 )
( إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى )
: ( بدرستى كه بازگشت بسوى پروردگار توست )
اين آيه در مقام تهديد به مرگ و بعث است و خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد :
همانا رجوع و بازگشت همهء موجودات بسوى پروردگار توست .
( 9 )
( أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى )
: ( آيا ديدى آن شخص را كه نهى مىكرد )
( 10 )
( عَبْداً إِذا صَلَّى )
: ( بندهاى را وقتى كه نماز مىخواند )
( 11 )
( أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى )
: ( مرا خبر بده اگر او بر طريق هدايت باشد )
( 12 )
( أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى )
: ( و يا به تقوى امر مىكند )
هامش
( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيه 34 .