در ادامه مىفرمايد : آيا ما بار سنگين و كمرشكن را از دوش تو برنداشتيم كه مراد از آن بار سنگين دعوت و رسالت و تبليغ وحى الهى است و خداوند با فراهم كردن اسباب پيشرفت دعوت و رسالت آنحضرت تحمّل اين بار سنگين را بر او ممكن و آسان نمود .
ولى بعضى مفسّرين « 1 » وزر را در مورد داستانى دانستهاند كه در بعضى روايات از ابو هريره از قول رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آمده ، به اين مضمون كه در هنگام كودكى آنحضرت دو فرشته بر آن جناب نازل شدند و سينهاش را شكافته و قلبش را بيرون آورده و چيزى به شكل لختهاى از آن بيرون انداختند و سپس دوباره آن را در جاى خود قرار دادند و ظاهرا اين ماجرا مىخواهد به مسأله عصمت آنحضرت اشاره كند و آن لختهء خون كه از قلب آنحضرت جدا شده ، ظاهرا همان ميل به گناه و كينه و حسد بوده است ، امّا اين روايت بدون اشكال نيست و اگر هم صحيح باشد ، جنبهء تمثيلى دارد .
آنگاه مىفرمايد : آيا ما نام تو را بلند آوازه نساختيم ؟ يعنى نام و ياد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم از همهء نامها و يادها بلند آوازهتر است ، چون خدا نام آنحضرت را در كلمهء شهادتين ( كه اساس دين است و فرد با اداى آن مسلمان مىشود ) قرين نام خود نموده و بر هر مسلمانى واجب كرده كه نام آن جناب را در هر روز هنگام نمازهاى پنجگانه ياد كند و در هنگام اداى تشهد بر آنحضرت درود و صلوات بفرستد .
( 5 )
( فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً )
: ( بدرستى كه با هر سختى ، آسانيست )
( 6 )
( إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً )
: ( آرى پس از هر سختى آسانيست )
( 7 )
( فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ )
: ( پس هرگاه از امور خود فراغت يافتى ، به نماز و شكرانه پروردگارت قيام كن )
( 8 )
( وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ )
: ( و به سوى پروردگارت مايل شو )
در تعليل مطلب قبلى مىفرمايد : اينكه ما بار سنگين را از دوش تو برداشتيم و نامت را بلند آوازه كرديم ، براى اين است كه سنّت ما بر اين قرار گرفته كه پس از دشوارى ، آسانى و گشايش قرار دهيم ، و آنگاه در مقام تأكيد و تثبيت مطلب مىفرمايد : براستى با هر
هامش
( 1 ) . تفسير روح المعانى ، جلد 30 .