تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
خدا نبود ، تو چه مىدانستى كتاب و ايمان چيست ؟ « 1 » ، شايد هم به نحو كلّى خداوند مىخواهد بفرمايد چه تو و چه افراد ديگر بشر ، اگر هدايت خدا نباشد ، از پيش خود هيچ هدايتى نخواهيد داشت ، اگر چه كه هدايت الهى همواره ملازم نفس كريم و بزرگوار آنحضرت بوده است ، بعضى مفسرّان « 2 » ضلالت را در اين آيه به معناى عدم علم دانسته و يا به معناى مجهول القدر بودن در ميان مردم دانسته‌اند و يا آن را مربوط به ماجراى گم شدن آنحضرت در كودكى گرفته‌اند . امّا ضعف اين وجوه آشكار است . آنگاه به مسأله تهىدستى آنحضرت اشاره مىكند ، چون پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم قبل از ازدواج با خديجه ( س ) فقير و تنگدست بود و مال چندانى نداشت ، امّا خداى تعالى خديجه بنت خويلد ( س ) را كه از زنان ثروتمند مكّه بود به تزويج آنحضرت در آورد و حضرت خديجه تمام اموال خود را به آن جناب بخشيد ، بعضى تفاسير ( غنى ) را به استجابت دعاى آنحضرت تفسير كرده‌اند . ( 9 )
( فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ )
: ( پس تو هيچ يتيمى را خوار نشمار ) ( 10 )
( وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ )
: ( و هيچ سائلى را مرنجان ) ( 11 )
( وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ )
: ( و امّا نعمت پروردگارت را با رفتار و گفتارت بازگو كن ) در مقام نتيجه گيرى از اعطاى اين نعمات ، خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : پس تو نيز هيچ يتيمى را با قهر و غلبه مران و او را از بابت تنگدستى يا بىكسى خوار مكن و هيچ سائل و درخواست كننده‌اى را با خشونت و تندى طرد مكن و مرنجان ، ( بلكه اگر مىتوانى حاجت او را رفع كن و اگر نمىتوانى با احترام و عطوفت عذر او را بخواه ) و نعمات پروردگارت را با زبان يا عمل يادآورى كن و نمايان ساز و آنها را پنهان نكن ، چون اين عمل شكر نعمت است و اين سه دستور اگر چه ظاهرا خطابش متوجّه رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است ، امّا در واقع متوجّه همه مردم مىباشد « 3 » .
هامش
( 1 ) . در اين صورت معناى اين آيه شبيه آيه 52 سورهء شورى خواهد بود . ( 2 ) . تفسير مجمع البيان ، جلد 10 . ( 3 ) . در تفسير الدّر المنثور از رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقل شده ، هر كس با نعمتى كه خدا به او مىدهد