سپس در ادامه بعنوان ترقّى دادن مطلب مىفرمايد : نه تنها پروردگارت با تو وداع نكرده و بر تو خشم نگرفته ، بلكه تو در نزد خدا آنقدر كرامت و قرب دارى كه تازه زندگى دنيوى تو با اين همه كرامات و بزرگى كه دارى در برابر زندگى آخرتت چيزى محسوب نمىشود ، و آخرت تو از دنيايت بهتر است ، و در زندگى آخرت خداى تعالى كه پروردگار توست ، آنقدر به تو عطا مىكند كه راضى شوى و در اين آيه هم عطاى الهى مطلق و عام است و هم رضايت رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم ، بنابراين مىخواهد بفرمايد : تو هم در زندگى دنيا و هم در آخرت از عطاى پروردگارت راضى مىشوى « 1 » ، در دنيا بواسطهء تقدّم بر انبياء و رسولان ديگر و شهادت دادن امتّت بر امّم ديگر و در آخرت با اعطاء مقام محمود شفاعت كبرى و بواسطه ترفيع درجات مؤمنين امتّت و علوّ مراتب ايشان بواسطهء شفاعت تو .
( 6 )
( أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى )
: ( آيا جز اين بود كه تو را يتيم يافت و سپس پناه داد ؟ )
( 7 )
( وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى )
: ( و تو را كه راه به جايى نمىبردى ، هدايت كرد ؟ )
( 8 )
( وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى )
: ( و تهى دستت يافت ، پس بىنيازت نمود ؟ )
در اين آيات به نعمتهاى بزرگى كه خداوند به آنحضرت صلّى اللّه عليه و إله و سلم اعطاء كرده اشاره مىكند ، مىفرمايد : آيا خدا تو را يتيم نيافت و پناه نداد ؟ چون حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم هنوز در شكم مادر بود كه پدرش عبد اللّه وفات يافت و دو ساله بود كه مادرش از دنيا رفت و هشت سال داشت كه كفيل و جدّش عبد المطلب درگذشت و او از آن به بعد تحت تكفّل عمويش ابو طالب قرار گرفت و پرورش يافت .
بعضى مفسّران « 2 » ( يتيم ) را به معناى درّ بىنظير دانستهاند و عبارت را چنين معنا كردهاند ، مگر خدا نبود كه تو را فرد بىنظيرى يافت و مردم را گرد تو جمع كرد ؟
در ادامه هم به مسأله هدايت اشاره مىكند ، بايد گفت مراد از ضلالت در اين آيه ، گمراهى نيست ، بلكه عدم هدايت است ، يعنى مىخواهد بفرمايد : اگر عنايت و دستگيرى
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير روح المعانى جلد 30 .
( 2 ) . تفسير قرطبى ، جلد 20 .