تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
قلبها و جان آدميان كه نفوس آنان را زنده مىسازد ، خداوند آن را مسخّر بشر و در خدمت او قرار داده به گونه‌اى كه حيات انسانها وابسته به نور خورشيد است و رويش نباتات و گردش كرهء زمين و معاش و زندگى بشر همه به نور آن بستگى دارد . و قسم به ماه كه بدنبال غروب خورشيد ، طلوع مىكند و يا قسم به ماهى كه نور خود را از خورشيد مىگيرد . و قسم به روز در زمانى كه زمين را آشكار و ظاهر مىسازد . و قسم به شب وقتى كه زمين را فرا مىگيرد - و استفاده از زمان مضارع براى فهماندن اين معناست كه در ايّام نزول آيه كه آغاز ظهور دعوت اسلامى بوده ، تاريكى گناه و فجور زمين را پوشانده بود - و قسم به آسمان و آن امر قوى و عجيبى كه آن را بنا كرده و قسم به زمين و آن امر نيرومند و شگفت‌آورى كه آن را گسترده - و اينكه از حضرت حق تعالى به جاى ( من ) با ( ما ) ياد كرد ، براى افادهء تعظيم و تفخيم و ايجاد شگفتى است - و قسم به نفس و آن امر نيرومند و دانا و حكيمى كه آن را اين چنين مرتب خلق كرد و اعضاى آن را منظّم و قوايش را تعديل نمود ، و مراد از نفس ، نفس انسانى و جان همهء انسانهاست . در ادامه مىفرمايد : پس از خلقت نفس ، تقوى و فجورش را به او الهام كرد ، ( فجور ) يعنى اعمالى كه پردهء حرمت دين را مىدرد و انسان با ارتكاب معصيت و گناه و انجام نواهى شريعت ، اين پردهء حرمت را از هم مىدرد ، و ( تقوى ) يعنى اينكه انسان خود را از آنچه از آن مىترسد ، در محفظه‌اى قرار دهد . پس منظور از تقوى ، اجتناب از فجور و دورى از هر عمليست كه با كمال نفس منافات داشته باشد ، كه همان ورع و پرهيز از محرّمات الهى است و ( الهام ) به معناى آنست كه تصميم و آگاهى و علمى از خبرى در دل انسان بيافتد و اين افاضه‌اى الهى است و همان صورتهاى علميّه‌ايست كه به نحو تصورّى يا تصديقى خداى متعال آنها را بر دل هر كس بخواهد القاء مىكند . و اينكه مىفرمايد : خداوند تقوى و فجور نفس را به انسان الهام كرده ، يعنى اينكه خداوند صفات عمل انسان را به او شناسانده و انسان