از قيد بندگى ، يا طعام دادن به يتيمى از خويشاوندان يا مسكينى به خاك مذّلت نشسته ، در روز قحطى امّا اين شخص مورد بحث به هيچ عقبهاى قدم ننهاد ، نه بندهاى آزاد كرد ، نه در روز قحطى طعامى داد و نه به يتيم خويشاوند يا مسكينى اطعام كرد ، تا به اين وسيله به رضاى خدا نايل شود و از كسانى باشد كه ايمان آوردهاند و يكديگر را به صبر كردن در برابر اطاعت خدا و ترحّم كردن بر افراد مسكين و فقير ، سفارش مىكنند و آنان كه توصيف كرديم كه بر هر عقبهء دشوارى قدم مىنهند و به خدا ايمان آورده و يكديگر را به صبر و مرحمت سفارش مىكنند ، مردمى صاحب يمن و بركت و اهل سعادت هستند و ايمان و عمل صالحى كه براى آخرت خود مىفرستند ، چيزى جز رضايت الهى و ميمنت برايشان نخواهد داشت .
( 19 )
( وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ )
: ( و كسانى كه به آيات ما كافر شدند ، اهل نحوست و شقاوت هستند )
( 20 )
( عَلَيْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَةٌ )
: ( و آتشى سر پوشيده بر آنان احاطه دارد )
منظور از آيات ، تمام آيات آفاقى و انفسى است كه در سراسر عالم بر توحيد ربوبيّت و الوهيّت خداوند و لوازم اين توحيد دلالت مىكند و ردّ اين ادّله ، كفر به خدا و آيات او و كفر به قرآن كريم و آيات شريفهء آن است ، و نيز كفر به هر حكمى است كه از طريق رسالت نازل شده ، مىفرمايد : كسانى كه به آيات ما كفر ورزيدند ، اينها اهل نحوست و شؤم و شقاوت هستند و آتشى بر آنان چيره شده كه آنها را از هر سو احاطه مىكند ، چون آنها به خدا و آنچه به رسولش نازل كرده ( احكام و قرآن ) كفر ورزيدهاند .