خداى تعالى اعمال بندگان و ضماير آنان را مىبيند و حسنه يا سيئّه از اعمال آنها را تشخيص مىدهد ، و تقرير حجّت اين است كه : وقتى او كه ديدنيها را توسط دو چشم به انسان نشان مىدهد ، چگونه تصوّر مىشود كه خودش انسان را نبيند ؟ و وقتى كه خداوند كسى است كه هر انسانى را از راه سخن گفتن به منويّات درونى انسانهاى ديگر آگاه مىسازد ، چگونه ممكن است خودش از باطن بندگانش آگاه نباشد ، و وقتى خداى سبحان كسى است كه تشخيص خير و شرّ را به بشر الهام كرده ، آيا تصوّر مىشود كه خود او خير و شرّ و حسنه و سيئّه را تشخيص ندهد ؟ !
( 11 )
( فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ
« 1 »
)
: ( پس چرا به مجاهدت و كارهاى دشوار اقدام نكرد ؟ )
( 12 )
( وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ )
: ( و تو چه مىدانى كه كار دشوار چيست ؟ )
( 13 )
( فَكُّ رَقَبَةٍ )
: ( آزاد كردن بنده )
( 14 )
( أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ )
: ( يا سير كردن گرسنگان در روز قحطى )
( 15 )
( يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ )
: ( يتيمى از خويشاوندان )
( 16 )
( أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ )
: ( يا مسكينى خاك نشين )
( 17 )
( ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ )
: ( تا در اين صورت از كسانى شود كه ايمان آوردند و يكديگر را به صبر و ترحّم سفارش كردند )
( 18 )
( أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ )
: ( آنها اصحاب يمين هستند )
( اقتحام ) يعنى داخل شدن در چيزى با سرعت و فشار و شدّت و ( عقبه ) يعنى راه سنگلاخ و دشوار كه به قلّهء كوه منتهى مىشود و ( اقتحام عقبه ) كنايه از انفاقهايى است كه بر شخص انفاق كننده بسيار دشوار باشد ، مىفرمايد : آن شخص انفاق كننده كه ادّعا كرد ، مال بسيارى را تلف كرده ، راه دشوار انفاق را نمىپيمايد و انفاق او مرضّى درگاه خدا نيست ، چون آن راه بسيار عظيم الشأن و ارزشمنديست كه پيمودن آن كار هر كسى نيست ، سپس در توصيف عقبه و آن راه دشوار مىفرمايد : عبارتست از آزاد كردن بنده
هامش
( 1 ) . از امام حسن عليه السّلام نقل شده كه : و اللّه ( عقبه ) گردنهاى دشوار است كه عبارت از مجاهدهء انسان با هواى نفس و شيطان مىباشد .