بلكه مقصد حقيقى زندگى آخرت و جوار قرب حقّ بوده است .
و آن روز عذاب خدا آنچنان شديد و سخت است كه احدى از خلق كسى را آنطور عذاب نكرده و به زنجير كشيدن و در بند كردن خداوند براى مجرمين آنقدر شديد و ناگوار است كه احدى از خلق كسى را آنطور در بند نكرده و اين كلام كنايه از نهايت شدّت در تهديد است .
البته بعضى قاريان ( يعذّب ) و ( يوثق ) را به صيغه مجهول قرائت كردهاند كه در اين صورت معنا چنين خواهد بود كه هيچ كس در روز قيامت ، عذاب اين انسان و گرفتارى او را ندارد .
( 27 )
( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ )
: ( اى جان اطمينان يافته و با ايمان )
( 28 )
( ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً )
: ( خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت بازگرد )
( 29 )
( فَادْخُلِي فِي عِبادِي )
: ( و به صف بندگان من وارد شو )
( 30 )
( وَ ادْخُلِي جَنَّتِي )
: ( و به بهشت من در آى )
نفس مطمئنه نفسى است كه با علاقهمندى و ياد پروردگارش آرامش و سكون يافته و به آنچه خداوند برايش بپسندد ، رضايت مىدهد و خود را بندهاى مىبيند كه مالك هيچ نفع و ضررى براى خود نيست و دنيا و همهء مافيها را يك زندگى مجازى و مقدّمهاى براى آخرت مىبيند ، در نتيجه نه نعمات و توانگرى ، او را به كفر و طغيان مىكشاند و نه فقر و تنگدستى ، باعث ناشكرى و كفران او مىشود ، بلكه در هر حالت بر عبوديّت پابرجاست و از صراط مستقيم انحراف نمىيابد ، به هر جهت از همان لحظهاى كه نفوس مطمئنه زنده مىشوند ، تا لحظهاى كه وارد بهشت مىگردند و بلكه از همان لحظهء مرگشان تا وقتى كه به بهشت جاويد وارد مىشوند به آنان خطاب مىرسد كه : اى نفس مطمئنه ، بسوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از خداوند راضى هستى و به قضا و قدر تكوينى و تشريعى او رضايت دارى و هيچ حادثهء ناگوارى تو را به خشم نمىآورد و هيچ معصيتى قلبت را منحرف نمىسازد ، و هم خداى تعالى از تو راضيست ، چون تو از