آن را دائمى و باقى مىپندارد و بقاء آن نعمت و قدرت را تضمين شده مىبيند و آنوقت به جاى شكرگزارى ، به كفران دچار مىشود ، در حالى كه نعمت ، تا زمانى اكرام خدا محسوب مىشود كه خود انسان آن را وسيلهء كسب دوزخ قرار ندهد .
امّا وقتى كه خداوند به منظور امتحان او ، رزقش را تنگ مىگيرد ، مىگويد :
پروردگارم مرا خوار كرد و ذليل نمود ، با اينكه ملاك كرامت در نزد خدا تقرّب به او بواسطهء ايمان و عمل صالح است و فقر و غناء تفاوتى در اين معنا نمىكند .
لذا دارايى يا نادارى فقط به جهت امتحان است و رضايت يا نارضايتى خداوند تأثير در بخشش يا منع او ندارد ، بلكه خداوند در هر دو صورت مىخواهد انسان را آزمايش نمايد و عاقبت او را نتيجهء امتحان ، معلوم مىكند .
( 17 )
( كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ )
: ( نه هرگز چنين نيست ، بلكه شما براى يتيم حرمتى قائل نيستيد )
( 18 )
( وَ لا تَحَاضُّونَ عَلى طَعامِ الْمِسْكِينِ )
: ( و يكديگر را بر طعام دادن مسكينان تشويق نمىكنيد )
( 19 )
( وَ تَأْكُلُونَ التُّراثَ أَكْلًا لَمًّا )
: ( و ارث يتيم را با حرص مىبلعيد )
( 20 )
( وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا )
: ( و مال را بسيار زياد دوست مىداريد )
مىفرمايد : هرگز چنين نيست كه توانگرى ، كرامت و فقر ، مذّلت باشد ، بلكه شما نه يتيم را احترام مىكنيد و نه يكديگر را به دادن صدقه بر مساكين تهىدست تشويق و سفارش مىكنيد و هر مالى را كه بدستتان برسد بىپروا مىخوريد ، حلال باشد يا حرام ، و سهم ديگران را هم به سهم خود مىافزائيد و حتىّ مال يتيم را هم تصرّف مىكنيد و منشاء اين رفتار شما اين است كه مال و ثروت را بسيار دوست مىداريد ( و در راه كسب آن مرتكب هر عملى مىشويد )
( 21 )
( كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا )
: ( نه چنين نيست ، در روزى كه زمين به گونهاى عجيب متلاشى شود )
( 22 )
( وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا )
: ( و ملائكه امر پروردگارت را صف به صف