مورد شخصى كه هيچ زمينهاى براى تذكّر ندارد و سنگدل است ، يك بار تذكّر دادن براى اتمام حجّت ضرورى است ، امّا تذكّر بيشتر او امرى لغو و بىثمر است .
آنگاه در توضيح بيشتر مىفرمايد : به زودى افرادى كه در قلب خود ذرّهاى خشيت خدا و ترس از عقاب او دارند ، بوسيلهء قرآن متذكّر شده و اندرز مىگيرند ، بنابراين تذكّر تو به چنين افرادى سودمند است ، امّا افراد سنگدل و شقى كه در دل خود هيچ نگرانى و خشيتى از عذاب خدا نداشته باشند بواسطهء قرآن و تذكّر تو ، بيشتر از تذكّر تو فاصله مىگيرند و اجتناب مىكنند ، چون آنها افرادى هستند كه از حقّ گريزانند و جايگاهشان آتش دوزخ است كه در مقايسه با آتش دنيا ، آتشى بزرگتر و سوزانندهتر است و آنگاه در آن آتش نه مىميرند كه از عذاب منقطع و آسوده شوند و نه با وجود عذاب سوزندهء آن لحظهاى مىتوانند در آرامش و سعادت زندگى طيّبه داشته باشند ، بنابراين آنها در آتش جهنم هيچ روزنهء نجاتى ندارند و تا ابد در آن جاودانه هستند ، مانند : بيمار لا علاجى كه نه اميدى به بهبودى او هست و نه مىميرد كه اميدها از او قطع شده و فراموش گردد .
( 14 )
( قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى )
: ( به تحقيق كسى كه خود را تزكيه نمود ، رستگار شد )
( 15 )
( وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى )
: ( و هر وقت نام خدا را به ياد آورد به نماز ايستاد )
( تزكّى ) در اينجا يعنى تمايل به پاك شدن از لوث تعلقّات مادّى دنيوى كه اين امر بوسيلهء توبه كردن و بازگشت بسوى خداى تعالى و نيز انفاق در راه او تحقّق مىيابد و به اين وسيله انسان خود را از تعلّقات مادّى آزاد مىسازد ، و مراد از ( ذكر نام خدا ) ذكر زبانى و مراد از ( صلوة ) همان نماز معمولى و توجّه خاص عبادى است كه در اسلام تشريع شده ، اين آيات ظاهرا براى همه مصاديق طاعات عموميّت دارند ، امّا روايات وارده از طريق ائمه ( عليهم السلام ) و نيز از طريق اهل سنّت شأن نزول اين آيات را در بارهء زكات فطره و نماز عيد فطر دانستهاند .
( 16 )
( بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا )
: ( بلكه شما زندگى دنيا را ترجيح مىدهيد )
( 17 )
( وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى )
: ( در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است )