( 7 )
( لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ )
: ( و آن هم نه كسى را فربه مىكند و نه سير مىسازد )
قيامت را از آن جهت ( غاشيه ) ناميده است كه انسانها را از هر سو احاطه مىكند و آنها را فرا مىگيرد و استفهام ابتداى آيه به منظور تعظيم و مهّم جلوه دادن امر قيامت است ، مىفرمايد : آيا ماجراى روز فراگير را شنيدهاى ؟ در آن روز چهرههايى از شدّت اندوه و عذاب ذليل و شرمسار است ، در حالى كه براى دنيا نهايت عمل و تلاش خود را كردهاند ، امّا چون تلاششان بىنتيجه مانده و هيچ سودى عايدشان نشده ، خستگى و تعب از تنشان بيرون نرفته و آثار آن تلاش بىنتيجه و خستگى ناشى از آن در چهرههايشان آشكار است و ملازم آتشى هستند كه در نهايت درجهء حرارت است و از چشمهاى سوزان و جوشان مىنوشند و خوراكشان از نوعى خار بدمزه و تهوّع آور است ( كه بدترين نوع خار است ، و هيچ حيوانى آن را نمىخورد ) و اين خوراك دائمى آنهاست ، ولى نه آنها را سير مىكند و نه ايشان را فربه مىسازد .
( 8 )
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ )
: ( در آن روز چهرههايى خرسند و باطراوتند )
( 9 )
( لِسَعْيِها راضِيَةٌ )
: ( و آشكار است كه از تلاش خود راضيند )
( 10 )
( فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ )
: ( آنان در باغى بلند و مرتفع هستند )
( 11 )
( لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً )
: ( كه در آن هيچ سخن بيهودهاى نمىشنوند )
( 12 )
( فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ )
: ( و در آن چشمهاى روان است )
( 13 )
( فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ )
: ( در آن تختهايى مرتفع قرار دارد )
( 14 )
( وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ )
: ( و قدحهايى كه نهاده شده )
( 15 )
( وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ )
: ( و بالشها و پشتيهاى رديف شده )
( 16 )
( وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ )
: ( و فرشهايى گسترده )
در اينجا در مقابله با وضع كفّار و دنياطلبان به وضع اهل ايمان و تقوى مىپردازد .
مىفرمايد : در آن روز چهرههايى شادمان و مسرورند و آثار برخوردارى از نعمت از چهرههايشان هويداست و از نتيجه سعى و عمل خود راضى هستند ، چون اعمالشان اعمالى صالح بوده و با بهترين جزا پاداش داده شدهاند ، آنها در درجات مرتفع و عالى