( 13 )
( ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى )
: ( سپس در آن نه مرگى هست و نه حياتى )
در ادامهء خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : ما چنان قدرتى به تو مىدهيم كه قرآن را درست و خوب بخوانى و همانطور كه نازل شد ، بدون كم و كاست آن را به گوش مردم برسانى و چيزى از آن را فراموش نكنى .
بنابراين در اين عبارت خداوند ضمانت كرده و وعده داده كه قرآن را همانطور كه نازل شده حفظ كند و مانع از تحريف و تغيير آن شود چون خدا علم به قرآن و حفظ آن را در اختيار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم قرار داده است ، آنگاه در مقام استثناء و به منظور بقاى قدرت الهى بر اطلاق مورد مىفرمايد ، چنين نيست كه بعد از اعطاى اين موهبت ، خدا نتواند تو را دچار فراموشى كند ، بلكه قدرت خدا به جاى خود باقيست و هر آن اراده كند مىتواند قرآن را از ياد تو ببرد ، آنگاه در مقام تعليل اين مطلب كه خداوند قرآن را حفظ نموده و خاطر پيامبر را از تلقّى وحى آسوده مىكند ، مىفرمايد : ما هم از ظاهر اشياء آگاهى داريم و هم به باطن آنها و لذا به ظاهر و باطن تو نيز آگاهيم و مىدانيم كه تو چقدر در حفظ وحى اهتمام دارى و چقدر در اطاعت پروردگارت مشتاقى ، به همين دليل تو را مدد نموده و قدرتى به تو افاضه مىكنيم كه وحى را درست تلقّى نموده و آن را از ياد نبرى .
در ادامه مىفرمايد : ما به زودى طريقهء آسان را براى تو فراهم مىكنيم ، يعنى تو را آنچنان هدايت مىكنيم كه براى دعوت و تبليغ زبانى و عملى آسانترين راه را انتخاب كنى و تو را مجهّز به الهامهايى مىكنيم كه بتوانى وظيفهء رسالت خود را به بهترين وجهى به انجام رسانى و خودت بهترين طريقه را انتخاب كنى ، يعنى فطرت تو را چنان صافى مىكنيم كه جز طريقه آسان و احسن را بر نگزينى .
آنگاه به عنوان نتيجه گيرى مىفرمايد : پس تو هم هر جا كه ديدى تذكّر ، ثمر بخش است ، تذكّر بده ، چون تذكّر در غير آن مورد امرى لغو و بىثمر است ، پس تذكّر و موعظه در موردى بايد به كار رود كه در طرف مقابل زمينهاى براى تذكّر باشد كه در مورد چنين شخص تذكّر بيشتر هر چه بهتر دل او را به جانب حقّ متمايل مىسازد ، امّا در