قرار مىگيرد و در اثر ظهور حقايق اعمال ، هر كس بدانچه كرده جزا داده مىشود .
و در آن روز انسان نه خودش نيرويى دارد تا عذاب خدا را از خود دفع كند و نه ياورى دارد كه او ، بتواند از وى دفاع كند ، بنابراين هيچ گريزى از عذاب الهى نيست .
( 11 )
( وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ )
: ( سوگند به آسمان داراى تحولّات شگرف )
( 12 )
( وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ )
: ( و قسم به زمين پر شكاف )
( 13 )
( إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ )
: ( كه همانا قرآن سخن جدا سازندهء حقّ از باطل است )
( 14 )
( وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ )
: ( و گفتارى بيهوده و شوخى نيست )
( 15 )
( إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً )
: ( اين كفّار بر عليه تو كيد و حيله مىانديشند )
( 16 )
( وَ أَكِيدُ كَيْداً )
: ( و من هم به نوعى عليه آنها حيله و مكر مىكنم )
( 17 )
( فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً )
: ( پس در هلاكت آنها عجله نكن ، مدّتى منتظر باش و اندكى به ايشان مهلت بده )
مىفرمايد : قسم به آسمان داراى تحولّات عجيب يا قسم به آسمانى كه نزولات جوّى از آن مىبارد و قسم به زمين كه شكافته شده و گياهان از آن مىرويند ، كه همانا اين قرآن سخنى جدا كنندهء ميان حقّ و باطل است ، و كلامى خالى از جدّ و گفتارى شوخى نيست ، بلكه آنچه قرآن ثابت مىكند ، حقّ محض است كه هيچ شكّى در آن نيست و هيچ باطلى هم در آن نيست ، بنابراين خبرى هم كه قرآن دربارهء قيامت مىدهد حقّ است .
سپس خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : كفّار با كفر و انكار خود نسبت به معاد ، در اين انديشهاند كه با حيله و مكر خود نور خدا را خاموش كرده و دعوت تو را باطل سازند و من هم بر عليه ايشان حيله مىكنم ، و حيلهء خداوند همان امهال و استدراج آنهاست كه به آنها مال و اولاد بيشترى مىدهد و بر دلهايشان مهر مىزند تا ابدا روزنهاى براى نجات نداشته باشند و در آخرت بسوى عذاب قيامت روانه شوند ، در ادامه خطاب به آنحضرت مىفرمايد : بنابراين كه مىبينى من بر آنها قاهر و مسلّط هستم ، پس تو منتظر عذاب آنان باش و دربارهء آنها عجله نكن و كمى مهلتشان بده ، چون به زودى تهديد من دربارهء آنان محقّق خواهد شد و عذاب قريب الوقوع قيامت را ملاقات خواهند كرد .