( 9 )
( وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً )
: ( و خوشحال و خندان بسوى همفكران و اهل خود باز مىگردد )
يعنى در روز جزا انسانها دو گروهند : اصحاب يمين و اصحاب شمال ، امّا اصحاب يمين يعنى كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راستشان مىدهند و در مرحله عقيده و عمل افرادى صالح بودهاند ، به زودى در حسابرسى آنها سهلانگارى مىشود و با آنها به سختى برخورد نمىشود ، در نتيجه آنها با خوشحالى و شادمانى بسوى همنشينان بهشتى خود ( حور و غلمان و . . . ) باز مىگردند و آسوده خاطر هستند .
( 10 )
( وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ )
: ( و امّا آنكس كه كتابش را از پشت سرش بدهند )
( 11 )
( فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً )
: ( به زودى فرياد و واويلاى او بلند مىشود )
( 12 )
( وَ يَصْلى سَعِيراً )
: ( و در آتش مىسوزد )
( 13 )
( إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً )
: ( آرى او در دنيا نزد همفكران خود مسرور بود )
( 14 )
( إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ )
: ( او مىپنداشت كه هرگز بسوى ما بر نمىگردد )
( 15 )
( بَلى إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً )
: ( بلى پروردگارش به وضع او بينا بود )
در اينجا به وضع گروه دوّم مىپردازد كه خداوند چهرههايشان را به عقب برگردانده و ( طمس ) مىنمايد ، در نتيجه نامهء عملشان را از پشت سر دريافت مىكنند ، مىفرمايد :
كسانى كه چنين وضعى داشته باشند به زودى آه و نالهء آنها بر خواهد خاست و شيون و واويلا سر مىدهند و وارد آتش مىشوند ، آتشى كه زبانه كشيده و شعلهور است ، همانا اين چنين فردى در دنيا به ناحق مسرور بود و در اثر غفلت و دلبستگى به مسائل مادّى در ميان همفكران خود غرق در فرح و شادمانى بود و گمان مىكرد كه براى حساب و جزا بر نمىگردد و در اثر غرقه شدن در گناهان و معاصى ابدا احتمال وقوع معاد و حساب را نمىداد ، ولى مسأله اينطور كه او پنداشته نيست ، بلكه خداى سبحان كه ربّ و مالك و مدبّر امر او بود از ابتدا تا انتهاى زندگيش به او و همه اعمالش احاطهء علمى داشت و لذا در قيامت او را مطابق اعمالش جزا مىدهد .
( 16 )
( فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ )
: ( پس نه ! سوگند به شفق )