تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
( 23 )
( كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ )
: ( امّا آيا شكر خدا را به جا آورد ؟ نه بلكه كفر و عصيان ورزيد ) اين آيه در مقام نفرين است به انسان كه طبيعتش دل دادن به شهوات و فراموشى پروردگار خود و استكبار ورزيدن از اوامر اوست ، مىفرمايد : خدا انسان را بكشد ، چقدر كفر مىورزد ؟ و كفر در اينجا مطلق حق پوشى است و دو مصداق دارد : يكى انكار ربوبيّت خدا و ديگر ، ترك عبادت او ، به گونه‌اى كه تدبير خود را به غير خدا نسبت دهد و منكر ربوبيّت خداوند شود ، در ادامه مىفرمايد : مگر انسان از چه چيزى خلق شده و در خلقت او چه علتّى بوده كه باعث شده او اينطور كفر بورزد و استكبار كند ؟ او از نطفه‌اى حقير و بىارزش آفريده شده و سپس خداوند او را در ذات ، صفات و افعالش تقدير نموده و به او قدرت و توانايى داده ، پس او نبايد از حدّ بندگى پروردگارش تجاوز كند ، چون تدبير ربوبى از هر سو به او احاطه دارد و او نمىتواند بدون تقدير الهى مستقلا به خواستهء خود برسد . و همه افعال و اعمال او توسّط خدا تقدير شده ، امّا در عين حال اين امر مستلزم جبر نيست ، چون هر فعلى كه از انسان سر مىزند به اختيار خود اوست و خدا راه خير و سعادت را به او نمايانده و پيمودنش را براى او آسان و فراهم كرده و اين خود اوست كه با اختيار يا سوء اختيار راه خود را در زندگى انتخاب مىكند ، پس انسان در قبال اعمال خود مسئول است ، اگر چه كه اعمال او به تقدير الهى نيز بستگى دارد ، و در ادامه مىفرمايد : خداست كه پس از طى دوران زندگى زمينى ، انسان را مىميراند و سپس انسانهاى ديگر را هدايت مىكند كه جسد او را در زمين دفن كنند « 1 » . و سپس همين خداست كه هر وقت اراده كند انسان را بعد از مرگ و به منظور تصرّف مجددا زنده مىسازد ، با اين همه اين انسان كه از اوّلين لحظهء وجودش تا به آخرين مرحلهء آن تحت تدبير خداى تعالى است ، به جاى آنكه در برابر مقام ربوبيّت الهى خاضع
هامش
( 1 ) . همانطور كه در ماجراى هابيل و قابيل خداوند توسط كلاغى به قابيل آموخت كه مرده را بايد در زمين دفن كرد .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 722 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر