( 15 )
( بِأَيْدِي سَفَرَةٍ )
: ( و بدست سفيرانى نوشته شده )
( 16 )
( كِرامٍ بَرَرَةٍ )
: ( گرامى و نيكو )
آنگاه مىفرمايد : نه اينچنين رفتارى درست نيست ، همانا اين آيات قرآن تذكره و موعظهايست كه هر پند پذيرى از آن متعّظ مىشود و تذكّر دهندهايست كه اعتقاد حقّ و عمل حقّ را تذكّر مىدهد ، و هر كس خواست مىتواند به ياد قرآن و معارف آن باشد و قرآن اين مطلب را تذكّر مىدهد كه مردم بدانچه فطرت بسوى آن هدايت مىكند ، منتقل شوند و آن عقايد و اعمال حقّهايست كه در لوح فطرت محفوظ است ، بنابراين در دعوت و تذكّر قرآن اكراه و اجبارى نيست و نفع پذيرش آن تنها عايد خود انسان مىشود .
در ادامه مىفرمايد : قرآن در صحفى نوشته شده كه در نزد خدا عظيم القدر و رفيع المنزلت است و از هر باطل و سخن بيهوده و شك و تناقض ، پاكيزه و مطهّر است .
و اين صحائف متعدّد « 1 » بدست رسولانى بزرگوار و محسن نوشته شده ، ملائكه مخصوصى كه هم در نزد پروردگارشان ذاتا بزرگوارند و هم در عمل نيكوكار مىباشند و ايشان مسئوليّت حمل آن صحف و رساندن آن به پيامبران را به عهده دارند و اين ملائكه احتمالا اعوان و ياران جبرئيل در امر القاء وحى هستند .
( 17 )
( قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ )
: ( خدا بكشد انسان را ، چقدر كفران پيشه است )
( 18 )
( مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ )
: ( مگر خدا او را از چه خلق كرده كه به خود چنين اجازهاى مىدهد ؟ )
( 19 )
( مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ )
: ( مبدأ خلقتش نطفهاى بوده كه بعدا او را تقدير نمود )
( 20 )
( ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ )
: ( و سپس راه سعادتش را آسان و فراهم كرد )
( 21 )
( ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ )
: ( آنگاه او را دچار مرگ نمود و سپس او را وارد قبر ساخت )
( 22 )
( ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ )
: ( و سپس هر وقت كه بخواهد او را زنده مىكند )
هامش
( 1 ) . بنابراين قولى كه منظور از صحف را لوح محفوظ مىداند ، باطل است .