بوسيلهء جوانهء گياهان مىشكافيم و سپس انواع دانهها مانند گندم و جو و . . . را از زمين بيرون مىآوريم و انواع انگور و سبزيجات مختلف و نيز درخت زيتون و درخت خرما و بوستانهاى محصور با درختان ستبر و عظيم و انواع ميوهها و مراتع و چراگاهها را پديد مىآوريم ، و همه اين روييدنيها براى آنست كه شما و چهارپايانتان را بهرهمند ساخته و اطعام كنيد و شما با آنها زندگيتان را تداوم بخشيد ، و پروردگارى كه شما را آفريده ، و امور شما را تدبير كرده و شما را روزى مىدهد ، مدبّر امر چهارپايانتان نيز هست ، اوست كه آنها را برايتان مسخّر كرده .
( 33 )
( فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ )
: ( وقتى آن صيحه شديد آسمانى بيايد )
( 34 )
( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ )
: ( روزى كه هر كس از برادرش هم فرار مىكند )
( 35 )
( وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ )
: ( و از مادر و پدرش )
( 36 )
( وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ )
: ( و از همسر و فرزندانش )
( 37 )
( لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ )
: ( در آن روز هر كس آنقدر گرفتار است كه به فكر ديگرى نمىافتد )
در اينجا به سرانجام آن تدبير عام ربوبى اشاره مىكند كه امر قيامت است و انسانها در آن نشأت جزاى اعمال خود را دريافت مىكنند .
مىفرمايد : وقتى كه صيحهء شديدى كه از شدّتش گوشها كر مىشود ، ( يعنى همان نفخهء صور ) فرا برسد ، در آن روز ، شدّت به قدرى است كه انسان اقربا و نزديكان خود را كه يك لحظه در دنيا طاعت فراقشان را نداشت و آنها را پشت و پناه خود مىدانست و در گرفتاريها به آنان پناه مىبرد ، فراموش مىكند و حتّى از آنها مىگريزد ، چون شدّت و گرفتارى آنچنان انسان را احاطه مىكند و هر فردى آنقدر گرفتارى دارد كه نمىتواند به چيز ديگرى بيانديشد ، بنابراين همين گرفتارى به خود و شدّت آن انسان را از انديشيدن به ديگران كفايت مىكند .
( 38 )
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ )
: ( چهرههايى در آن روز نورانى هستند )
( 39 )
( ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ )
: ( خندان و مسرور )