( 5 )
( ثُمَّ كَلَّا سَيَعْلَمُونَ )
: ( و البته پس از آن به زودى آگاه مىشوند )
ظاهرا مشركين درباره روز قيامت گفتگو نموده و از يكديگر پرسش مىكردند و يا دربارهء آن از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم سئوال مىنمودند ، امّا قرآن براى اشاره به حقارت و پوچى اين تسائل و براى آنكه بفهماند پاسخ آن آنقدر واضح است كه احتياجى به تسائل نيست ، مىفرمايد : از چه پرسش مىكنند ؟ و سپس خود پاسخ مىدهد از خبرى عظيم و آن خبر بعث و وقوع قيامت است ، كه از جهت انكار آن ميان مشركين اختلاف وجود داشته ، بعضى آن را انكار كرده و بعضى ديگر وقوع آن را بعيد مىشمردند و جمعى ديگر در وقوع آن ترديد و شك داشتند ، خداوند در ردّ اين تسائل و گفتگوى بىحاصل آنها مىفرمايد : دست از پرسش و گفتگوها بردارند ، چون حقيقت امر به زودى برايشان آشكار مىشود و وقتى كه قيامت واقع شد آن را به چشم خود خواهند ديد و آنگاه در مقام تأكيد و تهديد مجددا مىفرمايد : به زودى خواهند فهميد .
( 6 )
( أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً )
: ( آيا ما زمين را گهوارهاى براى آسايش آنها نگرانيد ؟ )
( 7 )
( وَ الْجِبالَ أَوْتاداً )
: ( و كوهها را ميخهاى استوار آن نساختيم ؟ )
( 8 )
( وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً )
: ( و شما را جفت نر و مادّه قرار نداديم ؟ )
( 9 )
( وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً )
: ( و خواب را مايهء آرامش شما نساختيم )
( 10 )
( وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً )
: ( و پرده سياه شب را ساتر ننموديم )
( 11 )
( وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً )
: ( و روز روشن را براى تحصيل معاش مقرّر نكرديم ؟ )
( 12 )
( وَ بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً )
: ( و بر فراز سرشان هفت آسمان محكم را بر نيافراشتيم ؟ )
( 13 )
( وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً )
: ( و چراغى روشن چون خورشيد را بر نيافروختيم ؟ )
( 14 )
( وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً )
: ( و از فشار و تراكم ابرها آب باران را نباريديم ؟ )
( 15 )
( لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَباتاً )
: ( تا بوسيلهء آن آب دانه و گياه برويانيم ؟ )