( 16 )
( وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً )
: ( و باغهاى پر درخت پديد آوريم ؟ )
اين آيات در مقام احتجاج بر ثبوت معاد و بعث و جزاست و بيان حجّت اين است كه عالم محسوس ، با زمين و آسمانش و شب و روزش و انسانهايى كه نسلى پس از نسل ديگر مىآيند و مىروند ، و نظام جارى در سراسرش و تدبير متقّن و دقيق آن ممكن نيست بيهوده و بازيچه و صرفا بر اساس سرگرمى پديد آمده باشد و هدف و غايتى نداشته باشد ، بلكه بطور مسلّم بايد به دنبال اين نظام متحّول دنيوى ، غايت و عالمى ثابت و باقى باشد و در آن عالم اثر صلاح يا فساد اين عالم ظهور بيابد و انسان در آن عالم بر اساس اعمال خير يا شرّش جزاى مناسب داده شود .
به هر حال با لحن استفهام انكارى يكايك عوامل جارى در نظام دنيوى را بر مىشمارد و مىفرمايد : آيا ما زمين را براى شما قرارگاهى نكرديم كه بتوانيد در آن مستقّر شويد و تصرّف نماييد ؟ و ما كوهها را مانند ميخهاى محكمى قرار نداديم تا از اضطراب و لرزش زمين جلوگيرى كنند ؟ و ما شما را جفت قرار نداديم تا سنّت ازدواج و تناسل در ميان شما جريان يابد و نسلتان حفظ شود و خواب را مايهء استراحت و آرامش و تجديد قواى بدنى شما قرار نداديم و شب را لباس ساترى نساختيم كه همه ديدنيها و مبصرات را با ظلمت خود مىپوشاند ؟ و روز را زمان زندگى و محل تعيش شما قرار نداديم تا در آن از فضل پروردگار در طلب روزى بر آييد ؟ و بر بالاى سرتان هفت آسمان سخت بنيان را بر نيافراشتيم ؟ و خورشيد را چراغى شديد الحرارت و پر نور ننموديم ؟ و از ابرهاى بارنده متراكم آبى ريزان نازل نكرديم ؟ تا بوسيله آن دانهها و نباتاتى كه مايهء قوّت آدميان و حيوانات است بيرون آيد ؟ و درختان انبوه و در هم ايجاد شود ؟
پس چگونه ممكن است اين همه نظام محكم و متقن بىدليل و بدون هدف ايجاد شده و آخرتى به دنبال نداشته باشد ؟ !
( 17 )
( إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً )
: ( بدرستى كه روز فصل و جزا وعدهگاه خلق است )
( 18 )
( يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً )
: ( آن روزى كه در صور دميده مىشود ،