در ادامه با لحنى انذارى مىفرمايد : واى بر مكذّبان در روز قيامت و اين كلام خود حجّتى است بر يگانگى خدا در ربوبيّت ، چون هلاك كردن انسانهاى مجرم ، تصرّفى در عالم انسانى و تدبيرى براى آنست و چون غير از خدا هلاك كنندهاى نيست و خود مشركين هم به اين معنا اعتراف مىكنند ، پس ربّ هم تنها اوست و غير او ربّ و معبودى نيست .
( 20 )
( أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ )
: ( آيا ما شما را از آبى پست و ناچيز نيافريديم ؟ )
( 21 )
( فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ )
: ( و سپس آن را در قرارگاهى محكم قرار داديم )
( 22 )
( إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ )
: ( تا مدّتى معيّن و معلوم )
( 23 )
( فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ )
: ( پس آن را اندازهگيرى و تقدير كرديم كه چه نيكو قدرتمندى هستيم )
( 24 )
( وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ )
: ( واى بر تكذيب كنندگان در آن روز )
با استفهامى انكارى خطاب به آدميان مىفرمايد : ما شما را از آبى ناچيز و پست ، كه همان نطفه باشد ، آفريدهايم و آن آب را در قرارگاهى محفوظ ، كه همان رحم مادران مىباشد ، جاى داديم و تا مدّتى معلوم ، يعنى همان مدّت حمل ، در آنجا نگه داشتيم ، پس ما همه اين حوادث و صفات و احوال را كه با هستى شما در ارتباط هستند ، تقدير كرديم و چه خوب مقدّرى هستيم ، آنگاه فرمود : واى بر تكذيب كنندگان روز فصل و جزا در آن روز و اين فراز نيز مانند گفتار سابق حجّتى بر وحدانيّت خداى متعال و نيز حجّتى بر تحقّق روز جزاست .
( 25 )
( أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً )
: ( آيا زمين را محل اجتماع بشر قرار نداديم ؟ )
( 26 )
( أَحْياءً وَ أَمْواتاً )
: ( تا زنده و مرده در آن زندگى كرده يا جاى بگيرند )
( 27 )
( وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً )
: ( و در زمين كوههاى بلند افراشتيم و ابر و باران بر شما آب زلال و گوارا نوشانيديم )
( 28 )
( وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ )
: ( واى در آن روز به حال آنان كه آيات خدا را تكذيب كردند )
با استفهام انكارى مىفرمايد : اين ماييم كه زمين را چنان قرار دادهايم كه همهء بندگان