است و ميوههاى آن مسخّر و تحت فرمان ايشان است كه مىتوانند آنها را بدون هيچ مانعى بچينند .
( 15 )
( وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا )
: ( خدمتگزاران بهشتى با جامهاى سيمين و كوزههاى بلورى در اطراف آنها مىچرخند )
( 16 )
( قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً )
: ( كه آن كوزههاى نقرهاى به اندازه و تناسب اندازهگيرى شدهاند )
( 17 )
( وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا )
: ( و آنجا شرابى كه طبعش چون زنجبيل گرم و عطر آگين است به آنها مىنوشانند )
( 18 )
( عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا )
: ( در آنجا چشمهايست كه سلسبيل ناميده مىشود )
( 19 )
( وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً )
: ( و پسرانى زيبا و جاويد و خوش سيما در اطراف آنها به خدمتند كه وقتى در آنها بنگرى گمان مىكنى كه مرواريد پراكندهاند )
( كأس ) : يعنى جام ، ( اكواب ) يعنى ظرفهاى آب كه دسته و لوله نداشته باشد .
مىفرمايد : خدّام بهشتى با ظرفهاى نقرهاى و كوزههاى بلورين براى اهل بهشت طعام و آب مىآورند ، كوزههايى كه از شدّت صفا و زيبايى مانند نقره هستند و آن ابرار طعام و غذاى خود را بر طبق ميلشان اندازهگيرى مىكنند و چيزى از غذا و شرابشان زياد يا كم نمىآيد و يا آن خدّام بهشتى ظرفهاى غذا و آب را براى ابرار اندازهگيرى مىكنند به نحوى كه چيزى كم يا زياد نباشد و آن ابرار در بهشت از شرابى كه از زنجبيل پاكيزهتر و خوشبوتر است ، سيراب مىشوند و در بهشت چشمهء مخصوصيّت كه سلسبيل ناميده مىشود و سلسبيل يعنى آبى سبك و لذيذ و برنده .
و فرزندان يا غلامانى بهشتى براى خدمتگزارى آنها طواف مىكنند ، كه هميشه طراوت و جوانى و زيبايى دارند و يا غلامان حلقه به گوش « 1 » در پيرامونشان در طوافند و آنقدر چهرههايشان نورانى است كه نور رويشان به روى يكديگر مىتابد ، همچنانكه
هامش
( 1 ) . طبق تفسير روح المعانى كه مخلدون را از ريشه خلد به معناى گوشواره دانسته است .