تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
اثرى از كسالت در آنها نماند . بعد از بهبودى آنها ، على عليه السّلام سه من جو از شمعون خيبرى قرض كرد ، و فاطمه ( س ) يك من از آن جو را دستاس و سپس خمير كرد و پنج قرص نان به عدد افراد خانواده پخت و سهم آنها را در برابرشان گذاشت تا با آن افطار كنند ، در همين بين سائلى به نزدشان آمد و به ايشان سلام كرد و گفت : سلام بر شما اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم من مسكينى از مساكين مسلمين هستم مرا طعام دهيد تا خدا به شما از مائده‌هاى بهشتى طعام دهد ، خاندان پيامبر سائل مسكين را بر خود مقدّم شمرده و افطار خود را به او دادند و آن شب جز آب چيزى نخوردند و با شكم گرسنه دوباره نيّت روزه كردند ، هنگام افطار روز دوّم طعام را نهادند تا افطار كنند ، يتيمى بر در سراى ايشان بيامد و درخواست طعام نمود ، آن شب هم يتيم را بر خود ترجيح دادند و دوباره با شكم گرسنه نيّت روزه كردند ، شب سوّم اسيرى آمد و درخواست طعام نمود ، آنها باز هم او را بر خود مقدّم كرده و طعام خود را به او بخشيدند ، صبح روز چهارم على عليه السّلام دست حسنين عليه السّلام را گرفت و نزد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم آورد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم وقتى بچّه‌ها را مشاهده كرد كه چون انسان ضعيف از شدّت گرسنگى مىلرزند ، فرمود : چقدر بر من دشوار است كه شما را به چنين حالى ببينم ، آنگاه با ايشان به نزد حضرت فاطمه روانه شد و او را در محراب عبادت يافت و مشاهده كرد كه از شدّت گرسنگى شكمش به پشتش چسبيده و چشمانش به گودى نشسته ، از مشاهدهء اين وضع ناراحت شد ، در اين حال جبرئيل نازل شد و عرضه داشت : اين سوره را بگير ، خدا تو را بخاطر داشتن چنين اهل بيتى تهنيت مىگويد و آنوقت اين سوره را قرائت كرد . پس در اين آيه شريفه و آيات بعدى ، به اين ماجرا پرداخته شده و مىفرمايد : آن ابرار و بندگان خاصّ خدا به نذر و عهد شرعى كه با خداى خود بسته‌اند وفا مىكنند و از روز قيامت كه شدّت عذابش گسترش يافته و شدايد و اهوال آن به نهايت رسيده ، هراسانند و به همين جهت با وجود اشتياق و اشتهاء زياد به طعام و شدّت احتياجى كه به آن دارند باز هم آن را به مسكين ( فقير شديدا تنگدست و سائل ) و يتيم ( فردى كه قبل از