بلوغ پدرش را از دست داده باشد ) و اسير ( اسير يا بردهاى كه از راه جنگ بدست آمده ) مىبخشند و آنها را بر خود ترجيح مىدهند .
شايد مطابق قول بعضى « 1 » ضمير در ( على حبّه ) به خداى سبحان باز گردد ، كه در اين صورت معنا اين است كه آنها به خاطر محبتّى كه به خدا دارند ، غذاى خود را به مسكين و يتيم و اسير مىخورانند ، نه به جهت انتظار ثواب از خداوند ، امّا آيه بعدى اين احتمال را از بين مىبرد ، چون به همين مطلب تصريح كرده است و احتياجى به تكرار نيست .
( 9 )
( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً )
: ( ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى نمىطلبيم )
( وجه خدا ) عبارتست از هر چيزى كه بوسيلهء آن متوجّه پروردگار مىشوند كه مراد از آن صفات فعليه و كريمه خداست كه واسطهء خير و فيض الهى براى خلق هستند ، مثل :
خلق ، تدبير ، رزق و . . . .
لذا اينكه آنها فرمودند ما فقط براى وجه اللّه شما را اطعام كرديم ، يعنى هدف در انجام اين عمل جلب رحمت خداى تعالى و خشنودى اوست و برگشت چنين عملى به اين است كه ايشان خدا را خالصانه و فقط به اين دليل عبادت مىكنند كه او شايستگى و استحقاق بندگى و عبادت را دارد .
در ادامه گفتند : ما از شما جزاء و شكور نمىطلبيم ، ( جزاء ) به معناى آنست كه عمل فرد را به چيزى معادل آن عوض دهند .
و ( شكور ) به معناى ذكر نعمت و ياد آورى آن در زبان و قلب و عمل است .
با اين عبارات آن ابرار در واقع خواستهاند به مسكين و يتيم و اسير اطمينان بدهند كه ما به احدى نمىگوييم كه سه روز افطار خود را به شما داديم و آبروى شما را نمىريزيم و بر شما منّت نمىگذاريم و خداى تعالى هم با اين آيات مىخواهد اين اخلاص باطنى ايشان را بستايد .
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى ، جلد 10 .