( 10 )
( إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً )
: ( بدرستى كه ما از قهر پروردگار خود در روزى كه از رنج و سختى آن چهرهء همهء خلق غمگين و درهم است ، مىهراسيم )
يعنى اينكه ما گفتيم عمل ما فقط به خاطر وجه اللّه است و عبوديّت خود را براى او خالص كرديم به جهت آنست كه ما از پروردگارمان در آن روز سخت و دشوار كه همهء مردم از شدّت و هراس آن عبوس و غمگين هستند ، مىهراسيم و بيمناكيم .
در واقع خواستهاند بگويند همانطور كه اميد و رجاء ما فقط به خداست ، بيم و خوف ما نيز فقط از اوست و ما از غير او نمىهراسيم و به غير او اميد نداريم .
( 11 )
( فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً )
: ( پس خدا هم آنها را از شرّ و فتنهء آن روز ، محفوظ داشت و به آنها روى خندان و دل شادمان عطا فرمود )
( 12 )
( وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً )
: ( و خدا به پاداش آن صبر كامل ، ايشان را باغ بهشت و لباس حرير بهشتى عطا كرد )
( 13 )
( مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً )
: ( در آن بهشت بر تختها تكيه زنند و آنجا نه آفتابى ببينند و نه سرماى زمهرير )
( 14 )
( وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا )
: ( و سايهء درختان بهشتى بر سرشان و ميوههايش در دسترس و به اختيار آنهاست )
مىفرمايد : خداى تعالى هم ( بدليل آن بندگى خالصانه ) ايشان را حفظ نمود و شرّ آن روز را از ايشان منع كرد و با بهجت و سرور با ايشان روبرو شد ، ( يعنى در حالت رضايت ) لذا اين گروه در روز قيامت خوشحال و مسرورند .
و خداوند به واسطهء صبرى كه ( در برابر مصيبت ، در برابر اطاعت و در مقابل معصيّت ) آنها در راه بندگى خدا متحمّل شدند ، ايشان را نعمت و راحت عطا كرد و بهشت جاويد و لباسهاى حرير به آنها بخشيد ، پس خدا مشقّتهايى را كه آنها تحملّ كردند به بهشت و نعمت مبدّل كرد ، در حالى كه اينان در آن بهشت بر تكيهگاهها تكيه مىزنند و در آنجا نه آفتاب سوزانى مىبينند كه از گرمايش ناراحت شوند و نه زمهريرى تا از سرماى آن آزرده و متأذّى گردند و سايههاى درختان بهشتى بر سرشان گسترده