( 12 )
( إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ )
: ( آن روز جز درگاه پروردگارت هيچ آرامگاهى نيست ، بلكه محل استقرار فقط درگاه خداست )
( 13 )
( يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ )
: ( آن روز آدمى به هر نيك و بدى كه مقدّم و مؤخّر كرده خبر داده مىشود )
( 14 )
( بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ )
: ( بلكه انسان خود بر نفس خويش بصيرت دارد و آگاهست )
( 15 )
( وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ )
: ( هر چند كه عذر و بهانهء خود را بيفكند )
در توصيف قيامت و بيان نشانههاى آن مىفرمايد : آن روز ديدهها از تحيّر و دهشت خيره مىماند و ماه بىنور مىشود و ماه و خورشيد جمع مىگردند .
آنوقت انسان از شدّت هراس و بيچارگى مىگويد : كجاست گريزگاه ؟ و با وجود اينكه سلطنت الهى ظهور يافته و هر انسانى مىداند كه پناهگاهى جز خدا نيست ، از باب ظهور ملكات نفسانى همانطور كه در دنيا همواره دنبال راه فرار و نجات از مهلكه بود در آخرت نيز بدنبال راه فرار مىگردد .
سپس خداوند خطاب به رسول خود مىفرمايد : نه هرگز پناهگاه و ملجائى نيست و تنها پناهگاه و محلّ استقرار ، درگاه پروردگار توست و جز او ، پناهگاه و مستقرّى كه از آنها دفاع كند وجود ندارد ، شايد هم مراد اين باشد كه زمام امر در سعادت يا شقاوت انسان به دست خداست و تنها حكم خدا در آنها نافذ است .
در آن روز انسان به خوبيها و بديهايى كه در ابتداى عمر و نيز خوبيها و بديهايى كه در اواخر عمر مرتكب شده ، آگاهى داده مىشود و يا از همه اعمالى كه در طول عمرش كرده و آثار خير يا شرّى كه پس از او از اعمالش در بين مردم باقى مانده ، خبردار مىگردد و نه تنها خبر داده مىشود ، بلكه او داراى ادراك و بصيرت نفسانى است و خود را بهتر از هر كس مىشناسد ، اگر چه كه عذرها و بهانههايى مىآورد و از خود دفاع مىكند و پردههايى بر چشم بصيرت خود مىافكند تا عذاب را از خود باز گرداند .
( 16 )
( لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ )
: ( با شتاب و عجله زبان به قرائت قرآن مگشاى )