مخاطبان بر عهدهء ماست .
( 20 )
( كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ )
: ( چنين نيست ، بلكه شما دنياى زودگذر را دوست مىداريد )
( 21 )
( وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ )
: ( و به كلّى آخرت را رها مىكنيد )
( 22 )
( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ )
: ( آن روز چهرههايى از شادى برافروخته است )
( 23 )
( إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ )
: ( و با چشم قلب جمال پروردگارشان را نظاره مىكنند )
( 24 )
( وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ )
: ( و آن روز چهرههايى عبوس و غمگين است )
( 25 )
( تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ )
: ( كه مىپندارى حادثهء ناگوارى به آنها رسيده )
در ردّ منكران معاد مىفرمايد : هرگز چنين نيست كه معاد و حساب و كتابى در كار نباشد ، بلكه آنچه شما را به اين سخنان وامىدارد اين است كه شما زندگى زودگذر دنيوى را دوست مىداريد و به آن دلبستهايد و بكلّى از زندگى آخرت غافل شدهايد و از ياد آن هم اعراض مىكنيد .
آنگاه مىفرمايد : در روز قيامت چهرههاى مردم به دو گونه است ، بعضى زيبا و خرّم و مسرورند و به ديدهء قلب و به وسيله حقيقت ايمان ، پروردگارشان را نظاره مىكنند ، يعنى دلهايشان متوجّه پروردگار است و هيچ عاملى آنان را از ياد خدا به خود مشغول نمىسازد و با ديدن هر نعمتى به ياد منعم آن هستند و آن را آيتى از خداى سبحان مىشمارند ، و به عكس بعضى چهرهها عبوس و غمگين است ، چون مىدانند كه به زودى به گونهاى كمرشكن عذاب خواهند شد و شايد هم خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم باشد كه مىفرمايد : اگر آنها را ببينى گمان مىكنى كه حادثه كمرشكنى به آنها وارد شده .
( 26 )
( كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ )
: ( چنين نيست كه آنها پنداشتهاند ، آن زمان كه جانشان به گلوگاه رسد )
( 27 )
( وَ قِيلَ مَنْ راقٍ )
: ( و گويند كيست كه درد او را علاج كند ؟ )
( 28 )
( وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ )
: ( و آن بيمار ، خود به مفارقت دنيا يقين كند )
( 29 )
( وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ )
: ( و ساقهاى پا به هم در پيچد )
( 30 )
( إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ )
: ( در آن روز همه خلق را بسوى پروردگارت مىرانند )