صلاحيتّش ) هدايت مىكند ، و اين همان غايت و مقصد نوزده تن قرار دادن خازنان آتش است ، و گرنه كسى به جز پروردگارت از عدد جنود و سپاهيان پروردگارت ( از ملائكه و غير آن ) كه آمادهء اجراى فرمان او هستند ، آگاهى ندارد و اين آيات و اين قرآن فقط تذكّر و موعظهاى براى انسان است كه بايد از آن متعظّ شود .
( 32 )
( كَلَّا وَ الْقَمَرِ )
: ( چنين نيست ، قسم به ماه )
( 33 )
( وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ )
: ( و قسم به شب تار وقتى كه باز مىگردد )
( 34 )
( وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ )
: ( و قسم به صبح ، وقتى كه جهان را روشن مىكند )
( 35 )
( إِنَّها لَإِحْدَى الْكُبَرِ )
: ( كه اين قرآن يكى از بزرگترين آيات خداست )
( 36 )
( نَذِيراً لِلْبَشَرِ )
: ( كه پند دهنده انسانهاست )
( 37 )
( لِمَنْ شاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ )
: ( تا از شما آدميان هر كه بخواهد پيش افتد يا باز ماند )
در مقام ردّ و انكار گفتار مكذّبان قرآن و دعوت حقّ ( به خصوص وليد بن مغيره ) سه بار سوگند ياد مىكند و مىفرمايد : قسم به ماه تابان و به شب وقتى كه مىگذرد و قسم به صبح وقتى كه هويدا مىشود ، كه قرآن يكى از آيات كبراى الهى است ، البته مفسرّان ضمير در ( انّها ) را به سقر و دوزخ ارجاع دادهاند و گفتهاند : دوزخ يكى از بزرگترين دواهى و تحولّات است كه هيچ حادثهء ديگرى به عظمت آن نمىرسد و آن بزرگترين حادثهايست كه بشر را تهديد مىكند ، و اين حادثه دوزخ و سقر و يا اين قرآن عظيم بيم دهنده و مايهء انذار بشر است و از جهت بيم رسانى از آيات كبراى حقّ است و اين انذار شامل همه افراد بشر مىشود چه كسانى كه ايمان بياورند و در پيروى از حقّ و ايمان و اطاعت سبقت بگيرند و چه كسانى كه ايمان نياورند و در پيروى نكردن از حقّ و ارتكاب كفر و معصيّت از سايرين باز بمانند و به هر حال احدى نيست كه با قرآن در ارتباط نباشد .
( 38 )
( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ )
: ( هر كس در گرو عمليست كه انجام داده )
( 39 )
( إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ )
: ( مگر اصحاب يمين )
( 40 )
( فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ )
: ( آنان در باغهاى بهشت متنعّمند و پرسش مىكنند )