تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
( 25 )
( إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ )
: ( اين نيست ، مگر سخن بشر ) ( 26 )
( سَأُصْلِيهِ سَقَرَ )
: ( و من به زودى او را به دوزخ در مىآورم ) ( 27 )
( وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ )
: ( و تو چه مىدانى كه دوزخ چيست ؟ ) ( 28 )
( لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ )
: ( نه چيزى باقى مىگذارد و نه فردى را از قلم مىاندازد ) ( 29 )
( لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ )
: ( سياه كنندهء ظاهر پوست است ) ( 30 )
( عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ )
: ( و نوزده فرشته بر آن موكّل است « 1 » ) در اينجا به ذكر ماجرا مىپردازد كه ظاهرا جمعى از قريش به صداى تلاوت قرآن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم گوش كرده و آن را شعر مىنامند ، ولى چون مفاهيم قرآن بسيار والاتر و عميقتر از شعر بود به نزد وليد بن مغيره رفتند و از او خواستند تا او نيز قرآن را بشنود و در بارهء آن بيانديشد و نظر خود را اعلام كند ، وليد به نزد پيامبر رفت و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آيات سوره حم سجده در باب عذاب قوم عاد و ثمود را تلاوت كردند . وليد از ترس به لرزه افتاد و موى بر اندامش راست شد و بدون مراجعه به قريش به خانهء خود برگشت ، بزرگان قريش ابو جهل را به نزد او فرستادند و از او پرسيد : به نظر تو كلام محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم خطابه بود ، گفت : نه خطابه متصّل و پيوسته است ، امّا كلام محمّد بند بند است ، ابو جهل پرسيد : آيا شعر است ؟ گفت : نه ، شعر هم نيست ، ابو جهل پرسيد : پس چيست ؟ وليد گفت : بايد به من مهلت بدهى درباره‌اش فكر كنم و فرداى آن روز پس از فكر و سنجش فراوان گفت : اين كلام سحر است ، چون دل انسان را مسخّر مىكند . خداوند تعالى در اين آيات او را سرزنش و تهديد مىكند ، مىفرمايد : او انديشيد و اندازه‌گيرى كرد تا از رديف شدن ذهنيّاتش ، غرض مطلوب خود را نتيجه بگيرد ، سپس در مقام نفرين بر او مىفرمايد : خدا بكشد او را با آن اندازه‌گيرى و تفكرّش ، چون او در
هامش
( 1 ) . نوزده فرشته موكّل بر آتش ، مطابق با نوزده قواى بدن انسانست كه هر يك از قوا نافرمانى حقتعالى نمايد ، با آن ملك موكل برخورد مىنمايد ، ( پنج قواى ظاهر و پنج حسن باطن ، 1 ) باصره ، 2 ) ديدن ، 3 ) سامعه ، 4 ) شنيدن ، 5 ) ذائقه ، 6 ) چشيدن ، 7 ) لامسه ، 8 ) حس ، 9 ) شامه ، 10 ) بوئيدن ، 12 و 11 ) دو قواى شهويه و غضبيّه ، 14 و 13 ) دو قوه جاذبه و دافعه ، 16 و 15 ) دو قوه مدركه و حافظه ، 18 و 17 ) دو قوه مخيّله و واهمه ملهمه ، 19 ) قوه هاضمه ، ( مصحح )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 671 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر