انديشه بود كه دربارهء قرآن چيزى بگويد كه بواسطهء آن دعوت دينى ابطال شود ، در ادامه مىفرمايد : او بعد از تفكّر و تقدير مثل كسى نظر كرد كه مىخواهد دربارهء امرى كه از او نظريّه خواستهاند ، نظر بدهد ، سپس چهره خود را در هم كشيده و اظهار كراهت نمود ، آنگاه اعراض كرد و از روى تكبّر و سركشى امتناع نمود و در نهايت در مقام نتيجهگيرى اعلام كرد : اين قرآن جز سحرى كه كلام بشر است ، نمىباشد ، چون بين مرد و خانوادهاش جدايى مىاندازد ! و سحريست كه از قديم روايت شده و هم اكنون نيز دانايان به آن ، آن را به نادانان تعليم مىدهند و اين بر خلاف ادّعاى محمّد كلام خدا نيست ، بلكه كلام بشر است .
خداوند هم در پاسخ اين نظريهء او مىفرمايد : به زودى او را در آتش دوزخ وارد مىكنم ، چون سقر يكى از نامهاى جهنم يا دركهاى از دركات آن است ، سپس براى تأكيد بر عظمت دوزخ و ايجاد هراس و رعب ، مىفرمايد : تو چه مىدانى كه دوزخ چيست ؟ هيچ چيزى از آنچه بدست آورده باقى نمىگذارد و همه را مىسوزاند و احدى از كسانى را كه در آن مىافتند ، از قلم نيانداخته و تمامى را در بر مىگيرد و جسم و روحشان را شامل مىشود و شايد هم منظور اين باشد كه احدى را زنده نمىگذارد و احدى را نمىميراند و تا ابد معذّب خواهند بود ، همچنانكه فرمود :
( ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى )
« 1 » .
و از خصوصيّات ديگر سقر اين است رنگ ظاهر و بشرهء بدنها را دگرگون ساخته و سياه مىكند و بر آن نوزده نفر موكّلند و عهدهدار عذاب دادن به مجرمان مىباشند كه اين نوزده نفر از ملائكه هستند .
( 31 )
( وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ النَّارِ إِلَّا مَلائِكَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا لِيَسْتَيْقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ يَزْدادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيماناً وَ لا يَرْتابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْكافِرُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَ
هامش
( 1 ) . سوره اعلى ، آيه 13 .