20 آيهء بعدش دربارهء وليد بن مغيره نازل شده كه مال بسيار و باغهاى زيادى داشت و نيز 12 پسر و ده برده داشت كه نزد هر يك از آنها هزار دينار مال التجاره بود و با وجود اين همه نعمات ، آيات الهى را تكذيب كرده و آن را سحر ناميد .
مىفرمايد : مرا با آن كس كه او را خلق كردم در حالى كه احدى با من در خلقت وى شركت نداشت واگذار و ميان من و او حائل مشو كه من او را كافى خواهم بود و يا شايد « 1 » معنا اين باشد كه مرا با كسى كه خلقش كردم ، در حالى كه او تنها بود و مال و فرزندى نداشت واگذار .
همانكه من براى او مالى گسترده و فراوان قرار دادم و به او پسرانى دادم كه آنها را پيش روى خود حاضر مىبيند و از آنها در رسيدن به اهداف خود كمك مىگيرد و همه گونه مال و جاه و نظام در امور زندگى برايش ترتيب دادم ، سپس همين شخص طمع دارد كه مال و فرزندش را زيادتر كنم و زندگيش را بيش از اين انتظام ببخشم ، هرگز چنين نمىكنم ، چون او با آيات ما عناد مىورزد و به مال و جلالش مباهات مىكند ، به زودى او را وا مىدارم كه از درّهء صعب العبور گرفتار شدن به عذاب من بالا رود و اين امر جزاى سوء و عذاب به جهت اعمالى است كه انجام مىدهد ، گفته شده وليد بن مغيره پس از نزول اين آيات رفته رفته مال و اولاد خود را از دست داد تا در نهايت خودش هم هلاك شد .
( 18 )
( إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ )
: ( فكرى كرد و تقدير نمود )
( 19 )
( فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ )
: ( مرگ بر او باد با آن تقديرش )
( 20 )
( ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ )
: ( سپس مرگ بر او با آن تقديرش )
( 21 )
( ثُمَّ نَظَرَ )
: ( آنگاه نظرى كرد )
( 22 )
( ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ )
: ( و سپس چهره در هم كشيد و رويى ترش نمود )
( 23 )
( ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ )
: ( پس پشت كرد و كبر ورزيد )
( 24 )
( فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ )
: ( و در آخر گفت : اين قرآن نمىتواند چيزى به جز سحرهاى قديمى باشد )
هامش
( 1 ) . طبق تفسير كشّاف ، جلد 4 .