نباشد و اينچنين توكلّى مستلزم آنست كه فرد در وظايف عملى و در عبادات و معاملات نيز اراده خود را تابع ارادهء تشريعى خدا كند و فقط طبق ارادهء او و مطابق قوانين او عمل كند .
آنوقت در ادامه خطاب مىفرمايد : لازمه وكيل گرفتن خدا اين است كه بر آنچه اين كفّار و مشركين مىگويند و با آن تو را اذيّت و استهزاء مىنمايند ، صبر كنى و با آنها به خوبى قهر كنى ، يعنى با آنان به حسن خلق رفتار كرده و با خيرخواهى آنها را به سوى حق دعوت نمايى و گفتههاى آنها را با مقابله به مثل جبران ننمايى .
( 11 )
( وَ ذَرْنِي وَ الْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِيلًا )
: ( و امّا مكذّبان صاحب نعمت ، امرشان را به من واگذار كن و اندكى به آنها مهلت بده )
( 12 )
( إِنَّ لَدَيْنا أَنْكالًا وَ جَحِيماً )
: ( همانا نزد ما انواع شكنجهها و در آخر عذاب دوزخ هست )
( 13 )
( وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً )
: ( طعامى گلوگير و عذابى دردناك )
( 14 )
( يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا )
: ( در آن روزى كه زمين و كوهها به لرزه در مىآيند و كوهها چون تلّى از ماسه مىشوند )
مىفرمايد : امر تكذيب گران سردمدار كفر را كه به دليل دارا بودن نعمت دچار كفران شدهاند به من واگذار كن و بگذار تا من از آنها انتقام بگيرم و آنها را مجازات كنم و تو به آنها در اين مدّت اندك زندگى دنيايى مهلت بده تا وقتى كه مرگشان فرا برسد و من خود آنها را مجازات كنم ، همانا در نزد ما انواع قيود و آتش زبانه كشيده جهنّم و غذايى گلوگير و عذابى دردناك و شديد هست كه بوسيلهء آنها ايشان را مجازات مىكنيم و اين عذابهاى اخروى به جهت كفرانيست كه در دنيا نسبت به نعمات ما كردند .
و اين عذابها در روز قيامت به ايشان مىرسد ، روزيكه زمين و كوهها به لرزه مىافتند و كوهها مانند تلى از ماسه از بالا فرو مىريزند .
( 15 )
( إِنَّا أَرْسَلْنا إِلَيْكُمْ رَسُولًا شاهِداً عَلَيْكُمْ كَما أَرْسَلْنا إِلى فِرْعَوْنَ رَسُولًا )
:
( بدرستى كه ما به سوى شما رسولى شاهد گسيل داشتيم ، همانطور كه به سوى فرعون هم رسولى فرستاديم )
( 16 )
( فَعَصى فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبِيلًا )
: ( ولى فرعون از اطاعت او