برايت نمىماند كه با توجّه تام متوجّه درگاه پروردگارت باشى و از هر چيزى منقطع گردى ، پس بر تو واجب است كه از فرصت شب و فراغت و خلوت آن استفاده كنى و در آن به نماز بپردازى .
( 8 )
( وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا )
: ( و نام پروردگارت را ذكر كن و دست حاجت خود را به سويش دراز كن )
( 9 )
( رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا )
: ( همان پروردگار مشرقها و مغربهاى عالم كه بجز او معبودى نيست ، پس او را وكيل خود بگير )
( 10 )
( وَ اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلًا )
: ( و در برابر گفتههاى آنها صبر كن و چنانچه قهر نمودى ، قهرى ملايم و خوشايند و سازنده بنما )
مراد از ( ذكر اسم رب ) ذكر زبانى و رعايت مطابقت آن با قلب است و ( تبتل ) به معناى تضرّع و زارى زبانى و يا انقطاع و بريدن از خلق و توجّه به خداست ، در ظاهر ، آيه شريفه در صدد توصيف نماز شب است و به پيامبر امر مىنمايد كه در هنگام نماز اسمى از اسماء الهى يا لفظ جلالهء اللّه و يا بسم اللّه را ذكر كن و در آن مداومت نما و نفس خود را با تضرّع و زارى متوجه خداوند نما و يا از غير او منقطع گشته و فقط متوجّه پروردگارت باش ، ( امّا مطابق روايات وارده از اهل بيت ( تبتّل ) به معناى تضرّع و زارى است ) و اين التفاتى كه در اين آيه از غيبت ( در آيه قبلى ) به خطاب به كار رفته است به جهت تذكّر دادن رابطه عبوديّت و برانگيختن ذلّت بندگى با ذكر صفت ربوبيّت پروردگار مىباشد .
آنگاه به توصيف ( ربّك ) پرداخته و مىفرمايد : او پروردگار مشارق و مغارب و ربّ همه عالم است ، نه اينكه فقط ربّ تو باشد و هيچ معبودى هم جز او نيست ، چون الوهيّت فرع ربوبيّت است ، حال كه تنها ربّ همه عوالم اللّه است ، پس تنها معبود هم اوست ، لذا تو فقط او را در همه امورت وكيل بگير و تمام كارهاى خود را به خدا واگذار كن ، ( وكيل گرفتن به معناى آنست كه انسان ديگرى را در جاى خودش بنشاند ) به گونهاى نه براى خود و نه غير خود و نه هيچ يك از اسباب ظاهرى استقلالى در تأثير قائل