فرمان او ندارم ، زيرا كسى را سراغ ندارم كه بتواند در صورت نافرمانى من از ابلاغ رسالت ، مرا از كيفر خدا پناه دهد و اصولا چنين ملجاء و پناهگاهى براى هيچ كس وجود ندارد كه بتواند او را از شرّ عذابى كه خدا برايش اراده كرده دور كند ، تنها راه چاره من براى رهايى از عذاب خدا ، تبليغ او يعنى رساندن رسالات خداست ، به اينكه اسماء و صفات الهى را براى شما بيان كنم و شرايع دين را به شما برسانم و شما هم چارهاى جز اطاعت از خدا و رسول نداريد ، چون كسى كه خدا و رسولش را عصيان كند يعنى از دستورات خدا دربارهء اصول دين ( توحيد ، نبوّت و معاد و ساير فروعات آن ) نافرمانى كند و اوامر ولايى رسول را انجام ندهد ، دچار آتش جهنّم خواهد شد و تا ابد در آنجا باقى مىماند ، ( زيرا معصيت رسولخدا معصيت خداست ) .
پس جاودانگى در آتش فقط شامل كافران منكر اصول دعوت دينى مىشود نه هر عاصى و گنهكارى كه از فروع دين تخلّف نموده است .
( 24 )
( حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً )
: ( تا روزيكه ببينند آنچه را كه وعده داده شده بودند پس به زودى خواهند دانست كه ياور چه كسى ناتوان و اندك است )
يعنى مشركين در صدد استضعاف رسولخدا و تضعيف مؤمنين بوده و عدّه آنها را اندك مىشمارند تا اينكه عذاب جهنّم را كه به آن وعده داده شدهاند ، ببينند ، آن وقت مىفهمند كه ياوران و دوستان چه كسى ضعيف و اندكند ، يعنى وقتى در قيامت شوكت و جلال مؤمنان را ببينند در حالى كه خودشان گرفتار عذاب هستند و هيچ ياورى ندارند ، مىفهمند كه حقّ با چه كسانى بوده و ضعيف كيست و خطاب در اين آيه با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است .
( 25 )
( قُلْ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ ما تُوعَدُونَ أَمْ يَجْعَلُ لَهُ رَبِّي أَمَداً )
: ( بگو من نمىدانم كه آن عذابى كه وعده داده شدهايد نزديك است و يا پروردگارم مدّتى براى آن مقرّر فرموده )
( 26 )
( عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً )
: ( عالم به غيب اوست و كسى جز او غيب نمىداند چون او كسى را بر غيب خود مسلّط نمىكند )