هستيم ، بعضى صلاحيّت ايمان آوردن را دارند و بعضى ندارند و هميشه اين اختلاف در بين ما بوده و هست )
( رشد ) و ( رشد ) هر دو به معناى رسيدن به واقع است .
و جنّيان گفتند : ما نمىدانيم ، آيا خداى متعال شرّ اهل زمين را خواسته يا رشد آنان را ، پس آنچه از تغييرات در وضع آسمان حادث شده اگر براى بشر خير باشد براى جنّيان نيز خير خواهد بود و البته خداى تعالى شرّ كسى را نمىخواهد ، مگر آنكه خود او كارى كرده باشد كه خود را مستحقّ شرّ نمايد .
به همين دليل هم در جانب شرّ از فعل مجهول استفاده كردند تا رعايت ادب نسبت به خداى متعال را نيز كرده باشند .
در ادامه گفتند : بعضى از ما به حسب طبيعت اوّلى صالحند و بعضى ديگر غير صالح هستند و ما همواره داراى مسلكهاى متفرّق و مذاهب مختلف بوديم ، مانند راههايى كه هر يك قطع كنندهء طريقهء ديگر است و سالك خود را به هدفى غير از هدف ديگرى مىرساند و البته غير خدا باطل است و هر راهى غير از طريق اعتراف به ربوبيّت خداى متعال نيز باطل است و به همين دليل هميشه ، بعضى افراد گمراه و گمراه كننده هستند و بعضى ديگر مورد فريب و خدعه ايشان واقع مىشوند .
( 12 )
( وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً )
: ( و ما يقين كرديم كه هيچ كس از ما نمىتواند خدا را در زمين عاجز كند و يا از زمين بگريزد به طورى كه خدا از عقوبت او عاجز شود )
( 13 )
( وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى آمَنَّا بِهِ فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً )
: ( و ما وقتى اين هدايت را شنيديم به آن ايمان آورديم ، و اينك مىگوئيم هر كس به پروردگارش ايمان آورد ، ترسى ندارد از اينكه چيزى به ظلم ، از او ناقص شود و يا او را از ناملايمات بيچاره كند )
و جنّيان گفتند : ما نمىتوانيم در زمين از راه فساد مانع خواست خدا شويم و او را به عجز آوريم و بر او غلبه يابيم يا نظام عالم را مختل كنيم و اگر خدا بخواهد ما را دستگير