تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
كند ، لذا مىفرمايد : اى رسول ، به مردم بگو به من وحى شده كه چند نفرى از جنّ قرآن را شنيدند و وقتى به نزد قوم خود بازگشتند به ايشان گفتند : ما كلامى را شنيديم خواندنى كه كلامى خارق العادة بود و به سوى عقايد و اعمالى دعوت مىكرد كه دارندهء آن عقايد و اعمال را به واقع و حقيقت نايل كرده و او را به سعادت مىرساند ، پس به قرآن ايمان آورديم و نيز به خدايى كه قرآن توصيف مىكند اعتراف كرده و او را ربّ خود مىدانيم و در تأكيد ايمان خود گفتند : ما ابدا كسى را شريك خدا نمىگيريم . در قرائت مشهور ( أ ) در ابتداى آيات 3 تا 13 به فتحه تلاوت شده است ، امّا بعضى آن را به كسره خوانده‌اند و درست هم همين است ، چون سياق ظهور دارد كه اين آيات كلام جنّيان است . ( جد ) به معناى عظمت و يا بهره مىباشد و ( سفه ) يعنى خفّت نفس به جهت نقصان عقل و ( شطط ) يعنى سخن دور از حقيقت . در ادامه جنّيان مىگويند : و ما شنيديم يا ايمان آورديم كه خداى تعالى پروردگار عظيم ماست و هرگز شريكى ندارد و نه همسرى گرفته و نه فرزندى و آنچه سفيهان ما - يعنى مشركين از جنّ - دربارهء خدا مىگفتند و براى او شريك قرار مىدادند ، سخنى دور از حقيقت است . ( 5 )
( وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِباً )
: ( و ما احتمال نمىداديم انس و جنّ به خدا دروغ ببندند ) ( 6 )
( وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً )
: ( و اينكه مردمى از انس به مردمى از جنّ پناه مىبردند و همانها باعث بيشتر شدن بدبختى انسانها مىشدند ) ( 7 )
( وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا كَما ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً )
: ( و آنها هم مثل شما گمان مىكردند كه خدا كسى را مبعوث نمىكند ) جنّيان مىگويند : ما خيال كرديم انس و جّن هر چه مىگويند راست است و هرگز عليه خدا دروغ نمىگويند و در نتيجه حرفهاى مشركين را باور كرديم و مثل آنها فكر