عبادى ) و از او تقوا داشته و به معاد ايمان آوريد و از نواهى او ( گناهان صغيره و كبيره ) اجتناب كنيد و سپس از من اطاعت نمائيد و به نبوّت من ايمان بياوريد و همين عبارت كوتاه حاوى اصول سه گانه دين است ( توحيد ، نبوّت ، معاد ) در ادامه مىفرمايد : در صورتى كه چنين كنيد خداوند بعضى از گناهانتان را مىآمرزد ، يعنى گناهانى را كه قبل از ايمان و در حال كفر مرتكب شدهايد مىآمرزد ، و مرگ شما را تا هنگام اجل مسمّى تأخير مىاندازد ، از اين آيه استفاده مىشود كه دو اجل در كار است ، يكى اجل مسمّى و معيّن كه دور تر و طولانىتر است و ديگرى اجل معلّق يا تعيين نشده كه كوتاهتر از اوّلى است .
بنابراين خداوند در اين آيه كفّار را وعده داده كه اگر داراى ايمان و تقوا و اطاعت شوند ، اجل كوتاهتر را تا اجل مسمّى تأخير مىاندازد ، و در ادامه مىفرمايد : اگر چنين نكنيد ( ايمان ، تقوا و اطاعت نيابيد ) و اجل شما برسد ، ديگر تأخير انداخته نمىشود ، چون اجل خدا وقتى مىرسد ديگر هرگز مؤخّر نمىگردد و اين كلام تهديدى است به اينكه اگر ايمان نياورند عذابى عاجل به سراغشان خواهد آمد و در آخر مىفرمايد : اگر مىدانستيد ، يعنى اگر علم به اين دو نوع اجل و وقوع حتمى عذاب آجل داشتيد هر آينه دعوت مرا اجابت مىكرديد و با ايمان و تقوا وقوع عذاب را تا اجل مسمّى تأخير مىانداختيد .
در نهج البلاغهء مولى على عليه السّلام آمده : خداى سبحان استغفار را باعث فراوانى رزق و مايهء رحمت به خلق قرار داده ، پس خدا رحمت كند مردى را كه توبهء خود را جلو اندازد و از خداى خود طلب عفو نمايد و به اصلاح روز مرگش بپردازد .
( 5 )
( قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ نَهاراً )
: ( نوح عرضه داشت : پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت كردم )
( 6 )
( فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً )
: ( ولى دعوتم جز افزون شدن گريز آنها ، نتيجهاى نداد )
( 7 )
( وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً )
: ( و من هر وقت دعوتشان كردم تا تو ايشان را بيامرزى ،