( 15 )
( أَ لَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً )
: ( آيا نديديد كه چگونه خدا هفت طبقه آسمان را خلق كرد ؟ )
( 16 )
( وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً )
: ( و ماه را در آنها نور و خورشيد را چراغ فروزنده قرار داد )
( 17 )
( وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً )
: ( و خدا بود كه شما را چون گياه از زمين به نحو ناگفتنى و عجيبى رويانيد )
( 18 )
( ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً )
: ( و سپس شما را به زمين برگردانيده و باز به نحوى ناگفتنى از زمين خارج مىكند )
( 19 )
( وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً )
: ( و خداست كه زمين را برايتان گسترد )
( 20 )
( لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً )
: ( تا بعضى از قسمتهاى آن را با راههاى باريك و فراخ و يا كوهى و دشتى طى كنيد )
در مورد هفت آسمان در سورهء ملك گفتيم كه يا به صورت پوستههاى پياز ، بعضى بر بالاى بعض ديگر قرار گرفتهاند و يا مثل هم مىباشند ، از كلام نوح عليه السّلام كه در احتجاج خود به آسمانهاى هفتگانه اشاره كرده ، استناد مىشود كه مشركين به هفتگانه بودن آسمانها اعتقاد و اعتراف داشتهاند و اين مسأله را از انبياء ( عليهم السلام ) از قديمترين زمانها دريافت كرده بودند ، به هر حال اين آيات در مقام اثبات وقار و ثبوت ربوبيّت خداى متعال است و نمونههايى از تدبير عام پروردگار را نام مىبرد تا آنها را تنبّه و تذكّر دهد .
پس از مسألهء خلقت آسمانها ، به ماه و خورشيد مىپردازد و مىفرمايد : خداست كه خورشيد را همچون چراغى فروزان باعث روشنايى عالم قرار داده و ماه نيز بوسيلهء نورى كه از خورشيد مىگيرد زمين ما را روشن مىكند ، به همين دليل هم ماه را سراج ناميده ، چون از خودش نورى ندارد و در ناحيهء آسمانها واقع است ، نه اينكه همهء آسمان را نور بدهد ، آنگاه مىفرمايد : خدا شما را از زمين رويانيد ، درست مثل رويش نبات ، چون خلقت بشر در نهايت به عناصر زمينى منتهى مىشود و همين عناصر زمينى در اثر تركيب