مىدانند كه ما ايشان را از نطفه و آبى پست خلق كردهايم ، بنابراين براى ما آسانست كه اينها را از بين برده و قومى ديگر بجاى آنها خلق كنيم كه بهتر از ايشان و مؤمن باشند و چيزى از احكام خدا را ردّ نكنند و هيچ كس نمىتواند بر قضاء و قدر ما سبقت بگيرد و ما را به عجز آورد ، تا اين كفّار هم طمع كنند كه بتوانند اين عمل را انجام دهند و قضا و قدر ما را نقض كرده و با حالت كفر داخل در بهشت شوند ، چون ما اينچنين مقدّر كردهايم كه كافر هرگز وارد بهشت نگردد .
( 40 )
( فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ )
: ( پس نه ! سوگند به پروردگار همه مشرقها و مغربها كه ما قادريم )
( 41 )
( عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ )
: ( بر اينكه اينان را منقرض كرده و به جاى آنها خلقى بهتر بيافرينم و ما هرگز سبقت گرفته نمىشويم )
( 42 )
( فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ )
: ( پس آنها را رها كن تا در جهل و كفر فرو روند و سرگرم باشند تا ناگهان روزى را كه وعده داده شدهاند ملاقات كنند )
( 43 )
( يَوْمَ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً كَأَنَّهُمْ إِلى نُصُبٍ يُوفِضُونَ )
: ( روزى كه به سرعت از قبرها بيرون مىآيند و همه به سرعت به سوى يك نقطه به راه مىافتند ، گويا به سوى علامتى روان مىشوند )
( 44 )
( خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ )
: ( امّا در حالتى كه چشمهايشان از شدّت شرمندگى به پايين افتاده و ذلّت از سراپايشان مىبارد ، اين است همان روزى كه وعده داده شده بودند )
مراد از مشارق و مغارب ، مشرق و مغرب خورشيد است كه هيچ روزى از مشرق روز قبل طلوع نمىكند و در مغرب همانروز نيز غروب نمىنمايد ، مگر در سال آينده در همان روز و همان ماه ( در اين صورت اين معنا اشارتى به كروى بودن زمين دارد ) شايد هم مراد از مشارق و مغارب ، مشرقهاى همه ستارگان و مغربهاى آنها باشد .
به هر جهت مىفرمايد هر چند كه احتياجى به قسم نيست ، امّا سوگند مىخورم به